تبليغاتX
<b>بنيان توسعه انديشه اسلامي</b>

بنيان توسعه انديشه اسلامي

وبلاگ شخصی علیرضا حیدری

انتقاد استاد محمد رضا لطفی از استاد شجریان

 
"محمدرضا لطفي" استاد و نوازنده تار و سه تار در گفت‌وگويي كه نشريه آسمان آن را منتشر كرده، اظهار داشت: مطالبي را كه شجريان در بيرون مرزها و داخل مرزهاي كشورمان مطرح‌ كرده، ‌با مطالبي كه من گفته‌ام و مي‌گويم كاملاً متفاوت است.

شجريان از سال 57 و بعد از انقلاب تا امروز بالاترين حجم توليد و بيشترين و موفق‌ترين كنسرت‌ها را داشته است. اگر شجريان قبل از انقلاب يك دهم موسيقي توليد كرده بود، بعد از انقلاب صد در صد توليد داشته است. شخص آقاي شجريان اگرچه مانند بسياري از موسيقي‌دان‌ها دچار مشكلاتي بوده ولي هيچ‌وقت برنامه‌هايش قطع نشده، آثارش منتشر شده، كنسرت‌هايش برگزار شده و هميشه مجوز گرفته است.

وي در ادامه اظهار داشت: اولين كنسرت‌هاي اين مملكت را در شهرستان‌ها شخص شجريان برگزار كرده است. خود آقاي خاتمي در زمان وزارت‌شان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در كنسرت اصفهان شجريان حضور داشتند. امروز من شخصاً نمي‌فهمم شجريان به عنوان يك موزيسين موفق كه اين همه كنسرت داده و كار توليد كرده و آثارش در راديو و تلويزيون پخش شده و بيش از 300 كنسرت خارج از كشور داشته، چرا اكنون اعتراض مي‌كند؟‌ من اين را نمي‌فهمم. يك وقت شما را براي ساليان دراز محروم كرده‌اند و با كلي بدبختي يك كنسرت برگزار مي‌كنيد و هزارگونه مشكل داريد و اعتراض مي‌كنيد؛ اگر چنين شخصي بخواهد بر روي اين مسائل صحبت كند قابل فهم است.

اين نوازنده تار در ادامه گفت: ضمن اينكه من اصلا دوست ندارم هنرمندان‌مان تريبون خودشان را از داخل به خارج از كشور ببرند. به همين دليل شخص من هرگز با بي‌بي‌سي مصاحبه نكرده‌ام. با صداي آمريكا در طول 25 سال فعاليتم در خارج از كشور به طور مشروط مصاحبه كرده‌ام.

لطفي گفت: بي‌بي‌سي، صداي آمريكا، راديو بين‌المللي فرانسه و يا ساير رسانه‌هاي آن‌طرفي در 10 سال اخير مواضع اپوزيسيون به ايران دارند و گاهي اوقات نيز كار را به براندازي حكومت نيز مي‌كشانند. اين را ما امروز به طور رسمي مي‌دانيم و آخرين صحبت‌هاي وزير امور خارجه انگلستان همه مويد اين رويكرد آن‌ها است. طبيعي است وقتي امروز رسانه‌هاي آن‌طرفي اين امكان را به يك هنرمند مي‌دهند تا بيايد در بي‌بي‌سي صحبت كند، حتماً بايد در درجه اول اپوزيسيون يا نيمچه اپوزيسيون باشد.

وي ادامه داد: من حق دارم دوست نداشته باشم به عنوان يك هنرمند در صداي آمريكا و بي بي‌سي انگلستان كه به عنوان دو ارگان دولتي مشغول فعاليت هستند، حرف بزنم. من حتي اگر هزار مشكل در ايران داشته باشم ترجيح نمي‌دهم هرگز در تريبون‌هايي كه قصد اصلاح و كمك به مردم ايران را ندارند هم‌صدا شوم. اين سليقه شخصي من است. ولي كساني كه اين كار را مي‌كنند اگر چه به آن‌ها انتقاد دارم اما كار آن‌ها را ممنوع نمي‌دانم. آن‌ها زندگي و مسئوليت خودشان را دارند. ولي بايد مسئوليت را فردي نبينند.

اين نوازنده سه تار اظهار داشت: شجريان اگر اين مسئوليت را فردي ببيند، مشكل به وجود مي‌آيد. اين مسئوليت و مشكل، يك مشكل اجتماعي عمومي است و حرف‌ها و گفته‌ها براي نگراني از وضعيت موسيقي كشور است. اما آن‌چه از گفته‌هاي شجريان در راديو استراليا، بي‌بي‌سي و صداي امريكا دنبال كره‌ام، تنها در ده‌درصد از صحبت‌هايشان به مشكلات موسيقي اشاره داشته است.

لطفي گفت: من مي‌گويم يك موسيقي‌دان اول مي‌بايست دردش خود موسيقي باشد. در اين مصاحبه اخير مصاحبه كنند از ايشان مي‌پرسد "الآن كه آلبوم مرغ خوشخوان شما مجوز رسمي گرفته و كنسرت هاتان نيز در ايران اعلام شده مشكلي ندارد، برخورد شما چگونه است؟" شجريان از كنار اين مسأله رد مي شود و جواب قانع كننده‌اي نمي‌دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 9:1 PM توسط اسلامیک بتا

بستر ایجاد خلاقیت در موسیقی

استاد شجريان در گفت وگو با روزنامه «شرق»

نويسنده: ايمان پاك نهاد

گروه موسيقي، آبادان، نزديك بازار ماهي فروشان هميشه دو دستفروش مي نشينند و موسيقي مي فروشند. از نوارهاي كاست قديمي گرفته تا دي وي دي هاي جديد صوتي و تصويري. داخل يكي از جعبه هاي كوچك روي زمين پر از دي وي دي هايي بود كه رويش نوشته بود: «گفت وگوي استاد شجريان در قونيه تركيه (تصويري).» از پيرمرد مي پرسم اين گفت وگو درباره چيست؟ جواب مي دهد: «همونيه كه باعث شد استاد از ايران بِره.» سعي كردم به او توضيح بدهم كه شجريان همچنان در ايران است و هيچ جا نرفته، باور نكرد.

    اينها را كه براي محمدرضا شجريان تعريف مي كنم مي خندد و باب گفت وگو باز مي شود. مي گويد: «فكر مي كردند شجريان از ايران رفته است و ديگر نمي تواند به ايران بازگردد. اين تصور اشتباه هم ناشي از اين بود كه همه چيز را سياسي كرده اند و مردم هم با همين مبنا فكر مي كنند. در حالي كه من هيچ گاه سياسي نبوده ام و همواره در كنار مردم زندگي كرده ام. هنوز هم برخي ها فكر مي كنند كه من ايران نيستم...»

    نزديك دو سال بود كه محمدرضا شجريان با هيچ رسانه مكتوبي گفت وگو نكرده بود. امسال اما چندين عامل باعث شد تا اين هنرمند موسيقي ايراني تصميم بگيرد به درخواست يكي ،دو روزنامه پاسخ مثبت دهد و با آنها گفت وگو كند. شايد يكي از اين دلايل شايعه اي بود كه در شهر پيچيده بود: «شجريان از ايران رفته است و ديگر بازنمي گردد.» محمدرضا شجريان از همان دوران نخست فعاليت هنري خود همراه با واقعيات اجتماعي حركت كرده است. از دوران چاووش تا همين روزها. آنچه اين روزها او به عنوان دغدغه خود مطرح مي كند، بحث تعصب، اصالت و سنت است. او در طول گفت وگو مدام گريزي مي زد به بحث تعصب و مخالفتش را با آن ابراز مي كرد. در جايي از گفت وگو اينچنين مي گويد: «تعصب درست به اين معنا است كه جلوتر از بيني خودت را نبيني. اگر افق ديد را كمي فراتر ببري ديگر نمي تواني تعصب داشته باشي. اگر واقعيت هاي جامعه را در نظر داشته باشي ديگر نمي تواني متعصب باشي. واقعيت هايي كه در سياست، فرهنگ و هنر و... وجود دارد. با تعصب بودن به معناي جداكردن خود از ديگران و جامعه است.» و در جايي ديگر به واقع گرايي خود تاكيد مي كند: «نبايد دگم بود و بايد واقع گرا بود. تنها تعصبي كه در زندگي دارم اين است كه با آدم دروغگو نمي توانم زندگي كنم و در اين مورد اتفاقا دگم هستم. خودم هم هيچ گاه دروغ نمي گويم. انسان با هر شكلي و هر ديني و هر مليتي ارزش دارد. براي من سياه و سفيد يا ايراني و غيرايراني با هر اعتقاداتي تفاوتي نمي كند. آنچه براي من مهم است خود انسان است. انسان كه در هر لباسي ارزش دارد. من نيز خود انسانم و براي انسان ها ارزش قايلم. اكنون با اين طرز تفكر زندگي مي كنم و پيش مي روم در حالي كه در جواني اصلااين گونه فكر نمي كردم.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 3:39 PM توسط اسلامیک بتا

قوم کرد

ارزشهای قومی در شکل گیری فرهنگ نقش اساسی را ایفا می کند. قومیتها که منشا ارزشگذاری در پذیرش های یک جامعه هستند به تبع جایگاهشان در شکل گیری فرهنگ باید مورد دقت قرار گیرند. در همین راستا به تحلیل کوچکی از یکی از بزرگترین قرمیتهای این سرزمین می پردازیم.

1. پيشينه تاريخي

به طور کلی از بدو تاریخ کوه‌های بالای میانرودان مسکن و جایگاه مردمی بوده‌است که با امپراتوری‌های بابل و آشور در جنگ بوده‌اند و گاه آنها را شکست می‌داده‌اند. مادها پس از ورود به زاگرس اقوام بومی آنجا یعنی کاسی‌ها و لولوبیان و گوتیان و دیگر اقوام آسیانی را در خود حل کردند و زبان ایرانی خود را در منطقه رواج کامل دادند. اکثریت مطلق زبان شناسان و شرق شناسان، کردها و آذربایجانی‌ها و تات‌ها و تالشی‌ها و دیگر اقوام غرب ایران و بخشی از مردم فارس‌زبان ایران را از اقوام بازمانده از مادها بنیانگران اولین دولت ایرانی تاریخ می‌دانند.

منطقه امروزی کردستان در دوران باستان بخشی از امپراتوری آشور را تشکیل می‌داد. آشور بانیپال در سال ۶۳۳ پ م در گذشت. هوخشتره شاه ماد در حمایت از بابل به آشور اعلان جنگ داد. هوخشتره در سال ۶۱۴ پ م از کوه‌های زاگروس گذشت و ضمن تسخیر آبادی‌های آشوری سر راه، شهر آشور پایتخت دولت آشور را در محاصره گرفت. پس از سقوط شهر آشور، نبوپلسر پادشاه بابل به دیدار هوخشتره آمد و در آنجا پیمان دوستی ایران و بابل تجدید شد. در سال ۶۱۳ پ. م. شاه آشور در نینوا بود مادها این شهر را نیز در سال ۶۱۲ پ. م. تسخیر کردند. نبوپلسر رهبر بابلی‌ها به همکاری با ماد روی اورد.

يكى از زبانشناسان با نظر غالب زبانشناسان ديگر موافق نيست وى معتقد است كه اسلاف مردم کرد در مناطقی جنوبی‌تر از مادها سکونت داشتند و به مرور از سوی جنوب به شمال مهاجرت کردندولی سایر زبانشناسان بویژه ن. مکنزی و مینورسکی با این امر موافق نیستند.

در دوره‌های بعدی این منطقه بخشی از امپراتوری‌های ماد، هخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی گشت. در زمان ساسانیان منطقه امروزی عراق را ناحیه آسورستان یا دل ایرانشهر می‌نامیدند. بیشتر بخش شرقی منطقه امروزی کردستان عراق در زمان ساسانیان در استان شادپیروز قرار داشت. پروفسور ان لمبتون در تاریخ ایلات ایران از قول ابن بلخی می‌نویسد: کردان زبدگان لشکر ساسانی بودند.

تمام سرزمین کردستان یکی از ایالات ایران بوده‌است. در جنگ چالدران بر اثر شکست ایران در برابر امپراتوری عثمانی بخش بزرگی از کردستان از ایران جدا شد و نصیب امپراتوری عثمانی گردید. امپراتوری عثمانی سالها بر بخش جداشده سرزمین کردستان از ایران، فرمان‌راندند تا اینکه با پایان جنگ جهانی اول و نابودی امپراتوری عثمانی متصرفات آن: سرزمین کردستان، سرزمینهای عربی، آسیای کوچک و بالکان تدریجا تقسیم و یا مستقل گردیدند. بخش جدا شده سرزمین کردستان از ایران، در نقشهٔ جغرافیای امروزی در سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه قرار می‌گیرد.

کردها نژادی کهن هستند که در طول تاریخ همواره نقشی بسزا در زمینه های مختلف  فرهنگی، هنری و حکومتی داشته اند تا آنجا که قشری از کردها بودند که اولین سلسله پادشاهی را تحت عنوان « ماد» تشکیل داده اند و  بسیاری از  شواهد تاریخی نشان دهنده تمدن غنی و پیشینه تاریخی عظیم مردم کرد می باشد.

 

 2. جمعيت

جمعیت کردها در سال ۲۰۰۹،  28،5 تا ۳۳ میلیون  تن برآورد شده است که 6،5 تا ۷ میلیون تن از آنها در ایران زندگی می‌کنند.

 3. پراكندگي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 2:0 PM توسط اسلامیک بتا

تفکر سیستمی

جلسه هفتم کانون شهید همت

رويكرد علوم نسبت به تفكر سيستمي

در پايان قرن 19 ميلادي سه مكتب عمده فكري، فيزيك نيوتوني ، ترموديناميك كلاسيك و زيست شناسي دارويني وجود داشتند كه اين مكاتب در حوزه كاري خود به پيشرفتهاي خوبي رسيده بودند ولي اين پيشرفتها به حدي رسيده بودند كه ديگر رشدي در اين حوزه ها ديده نشد و اين مكاتب فكري قابليت خود را براي پيشرفت علم در عرصه واقعيت از دست داده بودند . بنابراين براي حل اين مشكل لازم شد تا تفكري جامع تر به نام تفكر "تفكر سيستمي" مطرح گردد .

روش سيستمي :

روشي است كه براي بررسي موضوعات ، به مجموعه مورد نظر با ديد كلي  نگاه مي كند و خود را محدود به تحليل يك جز خاص نمي كند .در اين روش ما به مجموعه اي از علتها مي نگريم .

تفكر سيستمي:

اين نوع تفكر بيان مي كند كه ما به هنگام تفكر و مطالعه درباره يك موضوع بايد آنرا به روش سيستمي مورد مطالعه قرار دهيم .

مثال : يكي از مشكلاتي كه فوتبال ايران با آن رودر روست همين نوع تفكر نسبت به مجموعه ي فوتبال مي باشد . كارشناسان و دست اندركاران فوتبال مشكلات فوتبال را به صورت تحليلي مي نگرند و تقصيرات را به گردن يكنفر يا يك متغير خاص مي اندازند ، بعضي مديريت وبعضي ديكر بازيكنان را مقصر مي دانند و كسي به طور مجموعه اي اين مشكلات را بررسي نمي كند و ارتباطات و تاثيرات آنها را بر روي يكديگر درنظر نمي گيرد.

ما در روش سيستمي تمام متغيرات مورد نياز را بررسي كرده و از بحث پيرامون متغيراتي كه در راستاي اهداف ما نيستند خودداري مي كنيم . نكته مهم ديگر در اين روش اينست كه در تحليل موضوعات ، محيط جايگاه مهمي دارد . اين جمله بدان معناست كه ما در بررسي موضوعات بايد به محيط توجه خاصي داسته باشيم زيرا نتايج ما در محيط به اجرا در خواهند آمد .

ضعف هاي تفكر تحليلي  و تاثير روش سيستمي بر علوم مختلف :

زيست شناسي: يكي از علومي است كه پايه گذار تفكر سيستمي بود ، برتالنفي يكي از مبدعان اين روش خود زيست شناس بود .

 فرض كنيم بيمار ي دچار عارضه پا دردشده است و به پزشك مربوطه مراجعه مي كند .اين امكان وجود دارد كه مشكل او از اعصاب باشد در حالي كه اگر دكتر ارتوپد نتواند بين دانش خود و علم اعصاب ارتباطي برقرار كند چگونه مي تواند متوجه مشكل شود و  بيماري را درمان كند ؟

در اين مثال مشكل زيست شناسي را بدون داشتن تفكري جامعه نگرمشاهده كرديم .

اقتصاد : در علم اقتصاد هم اگر ما جامعه و اقتصاد را مورد مطالعه قرار ندهيم خواهيم ديد كه اين نوع ديدگاه نتيجه اي به دنبال نخواهد داشت زيرا اين دو بر هم تاثير گذارند و  به طور مستقل عمل نمي كنند .

روش سيستمي در اقتصاد موجب بوجود آمدن مبحثي چون "ارزيابي سريع بازار" شد.

شيمي ، فيزيك : در اين علوم نيز اين تفكر تاثير مهمي داشت تا جايي كه با عث بوجود آمدن نظرياتي چون نظريه "كوانتوم" و نظريه "نسبيت" شد .

در نظريه نسبيت فيزيك را در حال حركت ديدند و همه چيز را به صورت نسبي بررسي كردند  . بر طبق اين نظريه براي تحليل يك شي و يا يك موضوع بايد آن را در جايگاه مختلف ببينيم.

انيشتين تمام متغير ها را بررسي كرد و سپس يك قانون كلي براي‌ همه متغير ها نوشت  كه براي  كوچترين ذرات  و يا  بزرگ ترين  آنها كاربرد داشت       E=MC 

از نمونه هاي كاركرد تفكر سيستمي مي توان به طراحي جدول تناوبي عناصر كه توسط مندليف ابداع شد، اشاره كرد .  تفكر سيستمي در اين مورد اين سوال را مطرح كرد :

(( چرا بايد عناصر طبقه بندي شوند ؟))     

 مندليف براي اين پرسش دو پاسخ داشت :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 2:44 PM توسط اسلامیک بتا

مولفه هاي فرايند توسعه صنعتي در ايران

 اهداف توسعه صنعتي ايران با محوريت توسعه رقابت پذيري، بايد در مشاوره  با نمايندگان صنعت تدوين گردد، به طوري که سياست صنعتي دولت نبايد براساس نگرش هاي کوتاه مدت سياسي يا به صورت برايندي از منافع گروه هاي خاص شکل گيرد. دولت در تنظيم دخالت ها و سياست هاي حمايتي خود با هدف قرار دادن ارتقاي توليد رقابتي، مي بايست به طور هدفمند، مشروط و زمانبندي شده به رفع کاستي ها و مشکلات موردي بنگاه ها و صنايع خاص بپردازد و اکيدا از حمايت هاي نامحدود و عام بپرهيزد و بايد اين توان را داشته باشد که حمايت خود را از بنگاه هاي اقتصادي که قادر به رقابت در يک دوره زماني مشخص نيستند قطع کنند.
اجراي موثر سياست هاي صنعتي، نيازمند پيش شرط هاي مهمي چون ثبات سياسي، تضمين حقوق فردي، وجود اراده سياسي براي توسعه، ثبات محيط اقتصاد کلان، ايجاد نهادهاي توسعه اي، توسعه فن آوري و تحقيق و توسعه، توسعه  کارآفريني و مهارت، کنترل کيفي و استاندارد است. تغيير نقش دولت از يک سو و جهاني شدن از سوي ديگر، مساله توسعه بخش خصوصي را به طور جدي، در پيش روي توسعه اقتصادي و صنعتي ايران قرار داده است. روند شاخص هاي اقتصاد کلان ايران نشان دهنده يک محيط با ثبات براي فعاليت هاي بخش خصوصي نيست. در اقتصاد ايران، ماهيت توسعه آموزش و ارتقاي فن آوري، به علت استراتژي درون نگر در گذشته بر اين امر مبتني بوده است که بنگاه ها در يک فضاي اقتصادي بسته; چالش منظم بازار مواجه نبوده اند. در چنين شرايطي بسياري از بنگاه ها در مسير انباشت انواعي از ظرفيت هاي داخلي فن آوري مديريت شده اند که در چالش هاي رقابتي و شرايط آزادتر و مقررات زدايي شده به آنها کمکي نمي کند.
در فرآيند توسعه صنعتي کشور پس از تعيين چشم انداز توسعه صنعتي، پرسش اساسي اين است که تصوير مطلوب چگونه بايد تحقق يابد؟ مسير حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب چگونه بايد باشد؟ کدام مجموعه از تصميمات سياست گذاري و نهاد سازي در اقتصاد داخلي، چه در سطح ملي و چه در سطح بخش صنعت، در هماهنگي با تحولا ت آينده اقتصاد جهاني هدف توسعه صنعتي را امکان پذير مي سازد ؟ الزامات محيطي  وشرايط عمومي کشور در ابعاد اقتصادي، سياسي و اجتماعي، به عنوان زمينه ساز موفقيت توسعه صنعتي، چيست و چگونه بايد ايجاد گردد؟ نکته مهم آنکه اين مجموعه اقدامات به خودي خود شکل نمي گيرد، بلکه نيازمند نقش موثر دولت است.
تجربه نشان داده است که رشد سريع صنعتي، ابزاري هم براي رسيدن به استانداردهاي زندگي،درآمد و اشتغال فزاينده بوده است و اصولا  تغيير شرايط اجتماعي و اقتصادي جز از طريق توسعه  شتابان بخش صنعت و خدمات حاصل نمي گردد. در ايران دولت ها و شرکت هاي دولتي نقش مهمي در مالکيت شرکت ها داشته  و دارند. اين مسئله به طور خاص در مورد صنايع پايه  و متکي به مواد اوليه و منابع طبيعي، مانند آهن و فولا د، استخراج و فرآوردي نفت و پتروشيمي و همچنين در بخش هايي  مانند حمل و نقل و توسعه زير ساخت ها مشهود مي باشد. رشد سريع نقش شرکت هاي دولتي در اکثر موارد با سياست هاي جانشيني واردات و محدوديت هاي مقداري واردات (در  راستاي حمايت از اين شرکت ها) همراه بوده است. اگر چه از سرمايه گذاران خارجي نيزاستقبال شده، ولي اين منابع اغلب در موارد خاصي مورد استفاده قرار گرفته و اصولا  فشار بر افزايش سهم شرکاي ملي و سهامداران داخلي شامل شرکت ها و موسسات دولتي بوده است.
متعاقبا شرکت هاي دولتي در ايران، اغلب عملکرد خوبي نداشته اند و اکثر آنها فاقد طراحي، برنامه ريزي صحيح و کارايي بودند. تاسيس آنها نيز اغلب منجر به سرمايه گذاري هاي چشمگير و بيش از حد گشته است. اين شرکت ها بخش عمده اي از يارانه هاي دولتي را به خود اختصاص داده اند و معمولا  نيز حجم آنها در طول زمان افزايش يافته. به دنبال فشارهاي فزاينده بر دولت ها براي توسعه زيرساخت هاي اصلي، تعداد زيادي از اين شرکت هاي صنعتي دولتي راه اندازي و مديريت شده است و به تدريج بخش عمده اي از آنها به عنوان يک بار مالي فزاينده بر دوش دولت ها ظاهر گرديده اند.
نااميدي ناشي از کارکرد بسياري از اين شرکت ها به همراه وخامت موقعيت اقتصادي ايران و بار سنگين بدهي شمار بسياري از اين شرکت ها، دولت هاي چند سال اخير کشور را وادار کرده تا متعهد به اجراي اصلا حات بنيادين و بلندمدت با تاکيد بر سياست هاي موثر بر رشد صنعتي شوند. اين اصلا حات اصولا  حرکتي به سمت اقتصاد بازار و معرفي بخش خصوصي به عنوان موتور اصلي رشد صنعتي است. اين روش سياستي جديد داراي چند محور اصلي است که از جمله آنها مي توان به آزادسازي قابل ملا حظه قوانين سرمايه گذاري و مقررات مربوط به ارتقاي سرمايه گذاري هاي جديد بخش خصوصي، به ويژه سرمايه گذاري مستقيم خارجي و ورود فن آوري  خارجي، اجراي خصوصي سازي و کاهش نقش دولت بر اساس اصل 44 قانون اساسي در نگهداري شرکتهاي دولتي، آزاد سازي فزاينده تجارت و رفع محدوديتهاي وارداتي و صادراتي و تاکيد فزاينده بر توسعه ظرفيت صادرات اشاره کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 12:30 PM توسط اسلامیک بتا

نگاهی به موسیقی قاره آفريقا

هنر یا نیایش؟موسیقی راز غریبی است؛ امروز آن را تنها یک هنر می‌دانیم در حالی که در زمان باستان در بسیاری از نقاط جهان خود زندگی بوده است. در آن دوران موسیقی بخش مجزایی از زندگی مردم نبود که بتوان آن را به سادگی حذف کرد و نادیده گرفت. البته هنوز هم شاهد ردپاهایی از این میراث گذشته در خطه‌هایی از دنیا هستیم: موسیقی برای بومیان استرلیا و آفریقایی‌ها هنوز هم مفهمومی فراتر از هنر دارد.

موسیقی در جامعه‌ی آفریقا نقش بسیار مهمی دارد و درست از لحظه تولد، یکی از حیاتی‌ترین جنبه‌های زندگی یک آفریقایی را تشکیل می‌دهد. کودکان آفریقایی از خردسالی، نقش مؤثر و مهمی را در موسیقی به عهده می‌گیرند و در سن سه یا چهار سالگی، ساز می‌سازند. بازی‌های موسیقایی که توسط کودکان آفریقایی اجرا می‌شوند، آن‌ها را برای شرکت در فعالیت‌های دوره‌ی بزرگسالی از جمله ماهیگیری، شکار، کشاورزی، آسیاب‌گردانی، حضور در مراسم عروسی تشییع و رقص آماده می‌سازند.

در آفریقا بین انسان و هنر، پیوند عمیقی وجود دارد. هنر در آفریقا، بالاترین نقش را در برقراری ارتباط بین انسان‌ها ایفا می‌کند. شاید به همین دلیل است که در بعضی از زبان‌های آفریقای سیاه، برای تعریف موسیقی، فعل دقیقی وجود ندارد. این هنر به قدری در انسان آفریقایی نهادینه و موروثی است که شاید ضرورتی برای نامگذاری آن وجود نداشته است.

طبل در جامعه‌ی آفریقایی به قدری مهم است که گاهی آن را با یک مرد برابر می‌گیرند، از همین رو زنان باید همان احترامی را که به طور سن‍تی برای مردشان قائل می‌شوند، برای طبل هم قائل شوند.

موسیقی آفریقایی عموما‌ً با هنر دیگری چون شعر یا رقص درآمیخته و به صورت مهم‌ترین عنصر بیانی روحیه و احساسات سیاهان درآمده است. موسیقی در نقاط مختلف آفریقا جنبه‌های گوناگونی دارد: مردم بخشی از کشورهای آفریقایی ذاتا موسیقی‌دان هستند، چون در این کشورها موسیقی عنصری پویا و نیروی پیش‌برنده حیات اجتماعی است.

اما در نقاط دیگری از این قاره، موسیقی کم و بیش شغلی نیمه حرفه‌ای است که همه کس نمی‌تواند آن را خلق و اجرا کند و باید گروه‌هایی در این زمینه، فعالیت کنند. این گروه‌ها نیمی از سال را به موسیقی می‌پردازند و معاش خود را از این طریق به دست می‌آورند و نیم دیگر سال را به کار دیگری می‌پردازند.

در زمینه اجرای موسیقی در این قاره محدودیت‌هایی هم وجود دارد: در بسیاری از جوامع آفریقایی، حق نواختن بعضی از سازها یا شرکت در مراسم آیینی به همه کس داده نمی‌شود و در انحصار موسیقیدان‌های حرفه‌ای است. این افراد منحصرا‌ً از طریق هنرشان ارتزاق می‌کنند و به خانواده‌ها یا طبقات اجتماعی خاصی تعلق دارند. در خیلی از موارد هم به زنان اجازه‌‌ی اجرای موسیقی داده نمی‌شود.
* هستی نقره چی سایت گفتگوی هارمونیک

لینک: http://www.harmonytalk.com/id/3333

+ نوشته شده در ساعت 2:18 PM توسط اسلامیک بتا

تلفيق مديريت بحران در راهبردهاي سازمان

تلفيق مديريت بحران در راهبردهاي سازمان

 

حميدرضا رضواني
Hamid-rezvani23@yahoo.com

 

چكيده

اين مقاله به چگونگي توسعه موازي مديريت بحران و مديريت راهبردي (استراتژيك) مي‌پردازد. شباهتهاي زيادي بين اين دو حوزه وجود دارد كه نشان دهندة ارتباط نزديك بين آنهاست. تفاوتهاي استخراج شده از منابع مختلف نيز فرصتهايي براي برقراري ارتباط بين اين دو حوزه ارائه مي‌كند. همچنين بررسي مي‌شود كه چگونه قابليتهاي تدافعي - پيشگيرانه مديريت بحران در گرايش تهاجمي مديريت راهبردي براي يافتن جايگاه در بازار، تلفيق مي‌شود و يك رويكرد جامع براي مديريت راهبردي سازمانها ارائه مي‌شود. در ابتدا مروري بر فرايند سنتي مديريت راهبردي انجام مي‌شود. سپس كمبودهاي موجود در اين رويكرد مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌گيرد. شباهتها و تفاوتهاي بين رويكردهاي مديريت راهبردي و مديريت بحران بررسي و فرايند مديريت بحران در جهت ارائه يك مبنا براي تركيب اين دو رويكرد ارائه مي‌شود. مقاله در قسمت نتيجه‌گيري الگوي جديدي از تلفيق اين دو رويكرد ارائه مي‌كند كه در آن از محدوديتهاي مديريت استراتژيك دور مي‌شود و فعاليتهاي مديريت بحران را در داخل فرايند مديريت راهبردي قرار مي‌دهد.

مقدمه
مديريت بحران و مديريت استراتژيك در دهه‌هاي گذشته به صورت موازي و جدا از هم گسترش يافتند. اخيراً چندين محقق تلاش كردند تا جنبه‌هاي مشترك اين دو رشته را بررسي و بين آنها يك ارتباط قطعي شناسايي كنند. به هر جهت، شناسايي ماهيت دقيق اين ارتباط در ابتداي راه خود قرار دارد و با عموميتي كه الگوي فرايند مديريت استراتژيك يافت بسياري از محققان و طرفداران مديريت استراتژيك به اين ارتباط اعتقاد پيدا نكرده‌ا‌ند. هدف مقاله اين است كه نشان دهد چگونه تلفيق ديدگاه مديريت بحران در فرايند مديريت استراتژيك مي‌تواند به سازمان يك قابليت تدافعي براي پيشگيري و مقابله با بحران و نيز يادگيري از اثرات بحران بعد از وقوع آن، ببخشد. اين قابليت در فرايند مديريت استراتژيك، تاكنون مورد توجه قرار نگرفته است بلكه اين فرايند بر استراتژي‌هايي كه سازمان براي مواجه با محيط رقابتي امروزي نياز دارد، تأكيد مي‌كند.
اين مقاله با بحثي در مورد اهميت و ضرورت تلفيق ديدگاه مديريت بحران و فرايند مديريت استراتژيك شروع مي‌شود. مروري دارد بر ديدگاه‌هاي سنتي به فرايند مديريت استراتژيك، سپس تفاوتها و شباهتهاي مديريت بحران و مديريت استراتژيك را مطرح مي‌كند. در ادامه، الگويي عمومي از فرايند مديريت بحران نشان داده مي‌شود و بعد از آن نحوه تركيب شدن اين دو ديدگاه را تشريح ودر خاتمه و در قسمت نتيجه‌گيري، الگويي از فرايند مديريت استراتژيك يكپارچه ارائه مي‌كند.

اهميت و ضرورت موضوع
موضوع اصلي فرايند برنامه‌ريزي استراتژيك در خصوص طراحي استراتژي‌هاي رقابتي است كه شركت را قادر مي‌سازد تا يك موقعيت مناسب در محيط صنعت و براي مواجهه با ساير سازمانها، پيدا كند. و نيز در جهت شناسايي موقعيتي است كه شركت مي‌خواهد در آينده به طرف آن حركت كند. اين ديدگاه تهاجمي و پيش‌نگر، مسائل بالقوه‌اي را كه مي‌تواند باعث ايجاد مشكلاتي در سازمان شود ناديده مي‌گيرد. با وجود موفقيتهايي كه استراتژي‌هاي برنامه‌ريزي شده براي سازمان به ارمغان مي‌آورند بسياري از شركتها توجه كافي به موضوعات زير ندارند:
كپي‌برداري سريع محصولات توسط رقبا، فرايندهاي تكنولوژيك كه براي بدترين اوضاع، سناريوسازي نشده باشند و قرار گرفتن شركت در موقعيتي كه وجهه عمومي خود را از دست بدهد. فرايند مديريت استراتژيك، استراتژي‌هايي را حاصل مي‌كند كه از طريق آن سازمان بتواند در بازار رقابتي به فعاليت ‌پردازد ولي توجه كافي به اقدامات مناسب در مقابل بحرانهاي غيرقابل انتظار و نامطلوب ندارد. وقوع اين بحرانها مي‌تواند موفقيت سازمان در بازار را به خطر بياندازد طوري كه سازمان با هزينه‌هاي بسيار زياد مواجه شود، شهرت و معروفيت خود را از دست بدهد و نهايتاً حيات آن مورد تهديد قرار گيرد. پتانسيل وقوع چنين پيامدهايي مي‌تواند مشوق اصلي براي مديران باشد تا اعتقاد پيدا كنند كه بين مديريت استراتژيك و مديريت بحران ارتباط نزديك وجود دارد. تلفيق فرايند مديريت استراتژيك و ديدگاه مديريت بحران مي‌تواند آسيب‌پذيري فرايند مديريت استراتژيك را به طرز چشم‌گيري كاهش دهد.


فرايند مديريت استراتژيك

ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 11:17 AM توسط اسلامیک بتا

مهندسی معکوس، کشف گزینه صحیح تست بر اساس احتمالات

مهندسی معکوس تست های کنکور – روش دسترسی به پاسخ درست تست بر اساس احتمالات

در این مقاله ما قصد داریم با استفاده از اصول مهندسی معکوس و استفاده از ابزارهای قدرتمند آمار و احتمالات و بحث های روان‌شناسی نحوه‌ی کاهش تردید بین جواب‌های چهارگزینه‌ای به سه‌گزینه‌ای و در نهایت تک‌گزینه‌ای و کشف گزینه‌ی صحیح با درصد احتمال صحت بالا را برای شما تشریح کنیم. کارآیی خارق‌العاده‌ی این روش‌ها هنگامی آشکار‏ می‏شود که شما نتایج آن را روی کنکورهای برگزار شده‌ی دوره‌های قبل تست و ارزیابی کنید.

کشورهای ضعیف وقتی‏می‏خواهند تکنولوژی ساخت یک محصول پیشرفته را به دست آورند ، از مجموعه روش هایی استفاده‏می‏کنند که تحت نام دانش مهندسی معکوس دسته بندی‏می‏شوند. مثلا اگر بخواهند دانش ساخت و تولید یک مدل تلویزیون دیجیتالی جدید را پیدا کنند ، ابتدا با حسابگری و دقت بی نظیر از تک تک اجزای تلویزیون اطلاعات برداری‏می‏کنند و به تدریج شروع به دمونتاژ یا باز کردن تک تک واحدها و نهایتا تک تک عناصر سازنده واحدها‏می‏کنند و از این مسیر و با کمک آزمایشات متعدد سعی‏می‏کنند مسیر طی شده توسط سازنده اصلی برای رسیدن به این محصول پیشرفته ( در مثال ما تلویزیون دیجیتالی) را کشف کنند.

با کمی حوصله و پشتکار و دقت متوجه خواهید شد که دیگر نیم ساعت آخر جلسات آزمون کنکور سراسری برای شما نیم ساعت ناامیدی نیست ، بلکه نیم ساعتی است که‏می‏تواند سرنوشت قبولی شما را به شدت تحت تاثیر قرار دهد و جایگاه و رتبه علمی شما را تا حد خارق العاده ای جابجا کند. در زمانی که فقط با زدن دوعدد تست بیشتر دانشگاه محل تحصیل و رشته و مقطع تحصیلی شما تعیین‏ می‏شود ، بدیهی است که اگر روشی بتواند رسیدن به بیش از ده تست صحیح را تضمین کند، ارزشی هم سنگ طلا خواهد داشت. این درحالی است که هیچ کس حاضر نیست کارآیی و اثر بخشی این روشها را بپذیرد و براساس آنها اقدام به زدن گزینه ها نماید.
قبل از اینکه وارد بحث اصلی شویم لازم است نخست روی چند نکته اساسی با هم به توافق برسیم. تنها به این شرط است که ادامه مطالب زیر معنا دار‏می‏شود و‏می‏تواند منجر به نتیجه گردد:

نکته اساسی ۱: روش مهندس معکوس زمانی جواب‏می‏دهد که فرد حداقل دانش مهندسی مورد نیاز برای تکنولوژی مورد نظر را در اختیار داشته باشد. هر چه دانش فرد از موضوع بیشتر باشد ، احتمال خطای او کمتر و امکان توفیق او در رسیدن به نتیجه مطلوب بیشتر‏می‏شود. به همین دلیل هر چه دایره اطلاعات درسی شما وسیع تر و تسلط شما به مفاهیم بنیادی دروس بیشتر باشد، میزان اثر بخشی این روشها بیشتر است. بنابراین در نظر داشته باشید که این روش شبیه اسلحه ای است که شما هر چه ورزیده تر باشید بیشتر به کمک شما‏می‏آید و و در کارزارها و میدان های آزمون بیشتر به دردتان‏می‏خورد. بنابراین تا آخرین لحظه باید سعی کنید بیشترین حجم اطلاعات ممکن رادر ذهن خود جای دهید. دربخش مربوط به یادگیری در این رابطه بحث شده است.

نکته اساسی ۲: وقتی بحث احتمالات به میان‏می‏آید هرگز نباید روی اطلاعات مقطعی و موضعی نتیجه گیری کرد. بلکه باید دیدی کل نگر داشت و نتیجه نهایی را مد نظر قرار داد. برای مثال وقتی‏می‏گوئیم احتمال عبور ماشین های قرمزرنگی که در هر ساعت از خیابان خاصی‏می‏گذرند ۳۰ درصد است. منظور این نیست که ۳۰ اتومبیل قرمز رنگ حتما پشت سر هم و به صورت قطاری از این خیابان عبور‏می‏کنند. بلکه منظور این است که در هر ساعت از هر صد عدد ماشین ، به احتمال قوی ۳۰ تای آنها قرمز‏می‏باشند. به همین ترتیب وقتی ادعا می‏کنیم که با این روش شما‏می‏توانید نسبت به کسی که از این روش هیچ نمی داند، ۳۰ درصد بیشترجواب درست بزنید، الزاما به این معنا نیست که حتما و دقیقا ۳۰ تای این تست ها درست و بقیه نادرست خواهند بود. چه بسا تعداد جوابهای درست شما بیشتر از ۳۰ تا بشود و این بستگی به دقت و شانس و احتمالات دارد. اما نکته مهم این است که شما حتما بیشتر از بقیه امتیاز خواهید آورد و عدد تضمینی برای توفیق شما در جوابدهی به این تست ها (نسبت به فردی که از آنها بی اطلاع است )حداقل ۳۰ درصد بالاتر است.

نکته اساسی ۳: اگر فقط یک روز به آزمون باقی مانده است ، هرگز نگوئید مطالعه دیگر بی فایده است و شما شانسی برای قبولی در آزمون ندارید. فراموش نکنید که اگر قرار باشد همه سوالات درست جواب داده شوند و همه شرکت کنندگان زمان کافی برای جوابدهی به سوالات در اختیار داشته باشند ، دیگر کنکور و مبارزه معنای خود را از دست‏می‏دهد . در حقیقت باید زمان کنکور بسیار کمتر از زمان لازم برای پاسخگویی به همه سوالات باشد و سختی و مشکل بودن برخی از سوالات بسیار بیشتر از حدی باشد که بتوان همه آنها را در مدت تعیین شده جوا ب داد. در حقیقت در آزمون های استاندارد همگانی مانند کنکور سراسری ، طراحان سوال سعی‏می‏کنند بیشترین تعداد سوالات ممکن را در حداقل زمان ارائه دهند تا مسابقه معنای واقعی خود را پیدا کند. در این حالت دیگر استفاده از واژه ” بی فایده” برای مطالعه بی معناست ، چرا که حتی یک نیم نگاه به یک صفحه کتاب‏می‏تواند در رساندن شما به جواب یک تست تعیین کننده باشد.

نکته اساسی ۴: ما خیلی وقتها مطالعه نمی کنیم که چیزی را یاد بگیریم، بلکه بسیاری اوقات مطالعه‏می‏کنیم تا چیزهایی را فراموش کنیم. به عبارت دیگر شاید مطالعه بیشتر و وقت گذاشتن برای مرور سریع مطالب باعث نشود که ما مطلب جدیدی را یاد نگیریم ، اما لااقل این فایده را دارد که به ما‏می‏آموزد مطلب و گزینه نادرست کدام است. همچنانکه در ادامه خواهید دید ، همین که شما بدانید کدام گزینه نادرست است‏می‏تواند کمک بسیار زیادی برای رساندن شما به گزینه درست باشد. به این بیاندیشید که در بین چهار گزینه ارائه شده فقط یکی از گزینه ها درست است. و سه تای دیگر نادرست‏می‏باشند. شاید تشخیص جواب درست زیاد هم ساده نباشد ، اما بسیاری اوقات تشخیص جواب نادرست بسیار راحت تر است و شما‏می‏توانید با استفاده از دانش “نادرست شناسی” به راحتی روی گزینه درست فرود آئید و آن را در جا و بدون اینکه دلیل درستی اش را بدانید! شکار کنید. این در حالی است که با کمک روش مهندسی معکوس، همین دانستن جوابهای نادرست هم خود یک راهنمای بزرگ برای رساندن شما به گزینه درست محسوب‏می‏شود. از این به بعد هر وقت خواستید درسی را بخوانید و وقت کافی برای یادگیری مباحث اصلی در اختیار نداشتید، بلافاصله میدان را واگذار نکنید. به خاطر داشته باشید که هدف از مطالعه فقط یادگیری نیست و بسیاری اوقات ما مطالعه‏می‏کنیم تا افکار و ایده های انحرافی و نادرست را فراموش کنیم !

نکته اساسی ۵: گول ایده های آرمانی و صفات توافقی بهترین و بالاترین و باهوش ترین را نخورید و هرگز تصور نکنید که دنیا بر اساس اصل درست و نادرست و یا همه چیز یا هیچ چیز آفریده شده است! به بیان دیگر گمان نکنید که برای تسلط به یک کتاب درسی مثلا ریاضی یا زیست شناسی یا عربی باید حتما از اول تا آخر آن را کاملا مسلط باشید و تمام نکات و جزئیات آن را به طور دقیق مطالعه و تمرین کرده باشید. بر خلاف ایده های آرمان گرایانه و مطلق نگر ، دنیا به جای تقسیم شدن به درست و نادرست ، از اتفاقاتی پر شده است که معمولا ” کمی درست ” و ” تا حدودی نادرست ” و ….‏می‏باشند. به عبارت دیگر این تصور که چون مدرسه خوبی نداشته‏اید و یا در زمان دبیرستان خوب درس نخوانده اید پس نمی توانید هم پای شاگردان ممتاز وارد میدان رقابت شوید و به ناچار باید میدان را واگذار کنید ، تصوری موهومی و باطل است که اگر همین الآن آن را از مخیله خود خارج نسازید برای همیشه و در تمام صحنه های زندگی شما را وادار به عقب نشینی و زمین گیر شدن‏می‏نماید. همیشه با خود بگو ئید که شاگردممتازها و محصلین مدارس نمونه ای “کمی تا حدودی بیشتر از شما مسلط”اند و این مقدارتفاوت نسبی با کمی تلاش و پشتکار از سوی شما به راحتی قابل حصول است.
خوب توجه کنید که به هیچ وجه در تله آرمان گرایی و مطلق نگری و طلب همه چیز یا هیچ چیز نیافتید و بی جهت میدان مبارزه فعلی را به امید میدان مبارزه بعدی و اگذار نکنید. هر صحنه کارزار و هر کنکوری و هر آزمونی را یک چالش جدی برای عرض اندام و ارزیابی خود و توانایی های خود تصور کنید و سعی کنید حتی پیشرفت های کوچک را بها دهید و برای رسیدن به این تفاوت های به ظاهر ناچیز از تمام وجود خود مایه بگذارید. بنابراین هر چند مطمئن اید که در کنکور امسال امتیاز شایسته خود را بدست نخواهید آورد اما نه الآن و نه در اثنای برگزاری کنکور میدان را خالی نکنید و با پررویی و غرور تمام و در کمال اعتماد به نفس برای بدست آوردن حتی یک امتیاز مثبت از تمام هوش و دقت و انرژی روحی و جسمی خود کمک بگیرید. فراموش نکنید که انسانهای برتر همیشه با انسان های عادی اندکی تفاوت دارند. و همین تفاوت اندک است که باعث‏می‏شود آنها در قیاس با افراد عادی جایگاه و رتبه ای عالی و جهش وار بدست آورند.

نکته اساسی ۶: اینکه فقط بتوان با یک انبر دست معمولی موتور یک اتومبیل را تعمیر کرد و یا فقط با یک فاز متر بتوان یک تلویزیون خراب را تعمیر نمود، این تصوری اشتباه است که با آن اتومبیل و تلویزیون نمی توان تعمیر کرد. به خاطر داشته باشید که برای هر کارمهندسی شما به یک “جعبه ابزار” احتیاج دارید. و “جعبه ابزار” یک “مهندس معکوس تست های استاندارد کنکور” مجموعه ای است از چندین ابزار کلیدی که هر کدام باید به موقع و د رکنار هم مورد استفاده قرار گیرد. به بیان ساده تر برای رسیدن به جواب گزینه درست در روش مهندسی معکوس ، شما باید ضمن آنکه هنر و مهارت نگریستن به جوابهای بعدی وقبلی را بلد باشید، در عین حال باید بتوانید گزینه های نادرست را حتی الامکان تشخیص دهید و با کمک روشهای مختلف از جمله برهان خلف و استقرا و تکنیک های روانشناسی و انحرافی مورد استفاده طراحان ، گزینه های تردیدی را از چهار گزینه به سه گزینه یا در صورت امکان به دو گزینه کاهش دهید. همزمان با آن باید به تکنیک های شناسایی گزینه های متضاد و مشابه و نیز تکنیک های شناسایی گزینه های انحرافی مسلط باشید. در عین حال باید سعی کنید به جای صرف وقت برای علامت زنی بی هدف گزینه ها فقط بر مبنای احتمال و حدس ، ابتدا به صورت یورشی و تهاجمی به شکار گزینه های ساده در کل سوالات بروید و این شکارهای پر ارزش و در عین حال ساده و سهل الوصول را بی جهت از دست ندهید. باید این نکته را در نظر داشته باشید که داشتن این جعبه ابزار جدید باعث نمی شود که شما فرصت های راحت را از دست بدهید. به خاطر داشته باشید که کارآیی این جعبه ابزار عملا آخر کار ظاهر‏می‏شود. یعنی لحظه ای که شما دیگر از رسیدن به جواب درست در زمان باقیمانده ناامید شده اید و تصمیم گرفته اید که به جای واگذار کردن میدان و علامت نزدن جوابهای تردیدی به هر قیمتی که هست از این گزینه ها امتیاز بگیرید. به هیچ وجه از همان ابتدای کار از این جعبه ابزار استفاده نکنید و بدون مطالعه به سراغ روشهای احتمالاتی نروید. به یاد داشته باشید که کم نیستند تعداد انسان های عادی هم سطح شما که فاقد این جعبه ابزار معجزه آفرین اند و در نتیجه لااقل به جوابهای ساده هر درس که همیشه در هر درسی تعدادی از آنها وجود دارد جواب درست داده اند. استفاده تلفیقی از ابزارهای ارائه شده در این روش در زمان درست و با ریسک پذیری حساب شده ‏می‏تواند افزایش خارق العاده امتیازات شما را تضمین کند. و برعکس امید بستن بی دلیل و بیش از حد به این روشها بدون رساندن خود به شرایط اولیه‏می‏تواند شما را حداکثر در همان جایی که همین الآن هستید، قرار دهد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 7:2 PM توسط اسلامیک بتا

دانشگاه مجازی

نیم نگاهی به وضعیت دانشگاه مجازی در ایران

پیشرفت روزافزون فناوری اطلاعات و ارتباطات موجب گسترش مراکز دانشگاهی مجازی در ایران شده است. روشی که بر اساس آن نیاز به حضور فیزیکی دانشجو در کلاس درس به تدریج کم‌رنگ می‌شود.

دانشگاه مجازی مرکز آموزشی است که دروس و برنامه‌های آموزشی را از طریق شبکه اینترنت به دانشجو ارایه می‌کند و او با استفاده از سامانه اینترنتی نیازهای آموزشی خود را، از راه دور رفع می‌نماید.

بر این اساس “دانشگاه مجازی” نوعی آموزش از راه‌دور است که در آن فناوری وب و اینترنت برای آموزش و ارزشیابی دانشجو بکار گرفته می‌شود.

مزایای آموزش مجازی

یکی از مهمترین دلایل ضرورت سازماندهی دانشگاههای مجازی در ایران تقاضای روزافزون جوانان برای ورود به دانشگاه است که با توجه به محدودیت منابع و ظرفیت آموزشی در نظام آموزشی فعلی به یک موضوع اجتماعی تبدیل شده است.

این در حالی است که در آموزش مجازی محدودیت مکانی و یا زمانی وجود ندارد و دانشجو می‌تواند بر حسب تمایل، زمان و واحدهای درسی خود را انتخاب کند و همچنین نیازی نیست تا تعداد دانشجویان به حد نصاب برسد و واحدهای ارایه شده نیز محدودیتی ندارند.

در این شیوه آموزش با تعداد محدودی استاد می‌توان دانشجویان بسیاری را پوشش داد.

آموزش از طریق اینترنت سابقه طولانی ندارد ولی امروزه به عنوان قویترین روش آموزشی مطرح می‌شود و تقاضای فراوانی برای بکارگیری اینترنت در آموزش وجود دارد.

رشته‌های متفاوت و دانشگاههای معتبر و متفاوتی که این رشته‌ها را ارایه می‌کنند امکان ادامه تحصیل برای هر کسی که سیستم مورد نیاز رایانه‌ای، توانایی مالی پرداخت شهریه دانشگاه و هزینه ارتباط تلفنی را دارد فراهم می‌کند.

تکنیکهای آموزشی که در آموزش الکترونیکی استفاده می‌شوند نیز متنوع هستند.

انتشار متون، فایلهای صوتی و تصویری تدریس، کتاب های الکترونیکی، اسلایدها و نمودارهای درسی، اتاقهای چت و کنفرانس و استفاده از شبکه‌های آموزش رادیویی و تلویزیونی بر روی اینترنت از آن جمله هستند.

علاوه بر این دسترسی بهتر به کتابخانه‌ها و منابع آموزشی و امکان جستجوی سریع در حین مطالعه دروس بدون آن که نیاز به ترک محیط مطالعه و صرف وقت باید نیز به کیفیت این شکل از تحصیل می‌افزاید.

دانشگاه مجازی در ایران

امروزه صدها دانشگاه معتبر در سراسر دنیا دروس و رشته‌های دانشگاهی خود را از طریق اینترنت اراسه می‌کنند و تنوع رشته‌ها و دروس اراسه شده با این روش بسیار زیاد است.

دانشگاه مجازی در ایران صنعتی نوپا در تکنولوژی آموزشی و آموزش از راه دور است اما مراکز و مووسسات آموزشی به ویژه دانشگاهها در تلاش هستند تا هرچه سریعتر الگویی مناسب با ساختار آموزشی و فرهنگی کشور در زمینه آموزش الکترونیکی به منظور تاسیس دانشگاههای مجازی ارایه کنند.

پایان دهه ‪ ۱۳۷۰آموزش مجازی در دستور کار دانشگاه تهران قرار گرفت و پروژه‌هایی تحت این عنوان آغاز شد. سال ‪ ۱۳۸۰سایت آموزش مجازی دانشگاه تهران با ارایه ‪ ۹درس برای دانشجویان روزانه راه‌اندازی شد و از نیم سال اول تحصیلی همان سال بهره‌برداری از آن آغاز شد.

در همان سال وزارت علوم، تحقیقات و فناوری از تاسیس دانشگاه اینترنتی خبر داد که تحت نظر وزارت، به صورت مووسسه غیرانتفاعی نوع اول در سراسر کشور خدمات آموزشی ارایه خواهد داد.

به دنبال آن تعدادی از دانشگاهها نیز اعلام کردند که راه‌اندازی آموزش الکترونیکی را جزو برنامه‌های خود قرار داده و هم‌اکنون تعدادی از آنها دروسی را به صورت تک درس برای دانشجویان حضوری خود به صورت مجازی ارایه کرده‌اند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 7:0 PM توسط اسلامیک بتا

مهندسي مجدد

مهندسي مجدد 

راهي براي دگرگون‌سازي نظام اداري كشور

دكتر قاضي‌نوري و دكتر خوشدل، دفتر همكاري‌هاي فناوري

 

پيشرفت‌هاي شگرف دانش در قرن گذشته جوامع را به سوي گرايش به تخصصي شدن امور پيش برد، به قدري كه اين موضوع در جزئي‌ترين امور اداري كشور هم اثر گذاشت و نظام اداري كشور به صورت سازمانها، دفاتر و كارشناساني شكل گرفت كه به صورت پياپي نسبت به هم قرار داشتند و فقط امور كارشناسي محوله را انجام مي‌دادند. بدين ترتيب هرگونه اشكالي در هريك از مراحل كل فرآيند اداراي مربوطه را از كار مي‌انداخت. به علاوه اضافه ‌شدن برخي مراحل و اقدامات غيرضروري در جريان بررسي پرونده‌ها رفته‌رفته آنقدر توسعه يافت كه نظام اداري كشور را به صورت غول بي‌تحرك و آزار رساني درآورد كه همه بايد خود را براي دست و پنجه نرم كردن با آن آماده مي‌كردند. بدين ترتيب نظامهاي اداري فعلي كشور نه تنها بازده مناسبي و سازنده‌اي ندارند بلكه وقت و نيروي انساني فراواني را به هدر داده و گاهي نتايج مخربي به بار مي‌آورد. در اين نظام ويژگيهاي ذيل به خوبي قابل مشاهده است:

-   حجيم و سنگين

-   خشك و قديمي

-   يكنواخت و متعصب

-   پرخرج

-   ناراضي‌كننده ارباب رجوع

-   ناراضي‌كننده كاركنان

-   زمان‌بر

-   پراشتباه

-   تحقيركننده ارباب‌رجوع

-   عدم پاسخگويي عملي

-   گره‌انداز در كارها

-   كاركنان تنگدست

همين ويژگي‌ها زمينه‌هاي فساد اداري و مالي را نيز فراهم مي‌كند. ارباب رجوع آنقدر از روند طبيعي كار نااميد مي‌شود كه ممكن است درمقابل وسوسه‌هايي چون رشوه‌پردازي، رانت‌خواري و سفارشات خاص تسليم شده و مرتكب آن شود. از سوي ديگر كاركنان ناراضي و تنگدست هم كه راههاي دور زدن مراحل پيچ در پيچ اداري را مي‌دانند در مقابل وسوسه رشوه‌گيري، باندبازي و تخلفات اداري تسليم مي‌شود. يك نگاه كارشناسانه به وضع موجود نشان مي‌دهد كه ادامه اين وضع قابل دوام نيست و سامانه اداري ما مجبور به تحول اساسي است زيرا:

الف-  مطالبات مردم متحول شده و آنها براي وقت و شخصيت خود ارزش قائل هستند.

ب-  دولت ديگر نمي‌تواند برزگتر شدن سازمانهاي فعلي و افزايش اعتبار آنها را بپذيرد.

ج-  تحولات جهاني سرعت عمل و كيفيت خدمات را مي‌طلبد، در غيراينصورت هر روز بيشتر دچار انزوا و عقب‌ماندگي مي‌شويم.

       بنابراين ما مجبور به يك تحول اساسي در نظام اداري خود هستيم به طوري كه حاصل آن ايجاد سازمانهايي مطلوب و كارآمد با ويژگيهاي ذيل باشد :

-  جمع و جور

-  پويا و انعطاف‌پذير

-   كم‌هزينه

-   جلب‌كننده رضايت مردم

-   ارضاءكننده مسائل روحي و مادي كاركنان

-   احترام‌گذار به ارباب‌رجوع

-   يادگيرنده

-   سريع، دقيق و با كيفيت

-   مسؤوليت‌پذير

-   كارآمد

راهبردهاي تحول اداري

       با اين اوصاف براي تحول در نظام اداري كشور نخست بايد شناخت كاملي اين فرآيندهاي اداري كه در طي سالهاي متمادي رفته‌رفته شكل گرفته بدست آوريم و سپس با بررسي تك‌تك اجزاء و با نگاه به اهداف و سياست‌هاي نظام روشهاي اصلاحي را اجرا كنيم. اين روشها بسيار متنوع هستند و از آن جمله‌اند:

الف-  ايجاد سازمانهاي جديد و ادغام و انحلال سازمانهاي قبلي


 ReEngineering1


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 6:45 PM توسط اسلامیک بتا

مدير وبلاگ
اميدوارم كه از بازديد وبلاگ راضي باشيد و بتونيد استفاده لازمو ببريد. منو از انتقادات و پيشنهادات سازندتون محروم نكنيد. هرگونه نظري داشتيد ميتونيد با من در ميون بزاريد.
متشكرم. حيدري
islamicbta@gmail.com

کلیه ی مطالب این وبلاگ محفوظ می باشد. کپی برداری با ذکر نام منبع بلامانع می باشد.
ارائه شده توسط
مرکز دانلود میک