| جلسه هفتم کانون شهید همت
رويكرد علوم نسبت به تفكر سيستمي
در پايان قرن 19 ميلادي سه مكتب عمده فكري، فيزيك نيوتوني ، ترموديناميك كلاسيك و زيست شناسي دارويني وجود داشتند كه اين مكاتب در حوزه كاري خود به پيشرفتهاي خوبي رسيده بودند ولي اين پيشرفتها به حدي رسيده بودند كه ديگر رشدي در اين حوزه ها ديده نشد و اين مكاتب فكري قابليت خود را براي پيشرفت علم در عرصه واقعيت از دست داده بودند . بنابراين براي حل اين مشكل لازم شد تا تفكري جامع تر به نام تفكر "تفكر سيستمي" مطرح گردد .
روش سيستمي :
روشي است كه براي بررسي موضوعات ، به مجموعه مورد نظر با ديد كلي نگاه مي كند و خود را محدود به تحليل يك جز خاص نمي كند .در اين روش ما به مجموعه اي از علتها مي نگريم .
تفكر سيستمي:
اين نوع تفكر بيان مي كند كه ما به هنگام تفكر و مطالعه درباره يك موضوع بايد آنرا به روش سيستمي مورد مطالعه قرار دهيم .
مثال : يكي از مشكلاتي كه فوتبال ايران با آن رودر روست همين نوع تفكر نسبت به مجموعه ي فوتبال مي باشد . كارشناسان و دست اندركاران فوتبال مشكلات فوتبال را به صورت تحليلي مي نگرند و تقصيرات را به گردن يكنفر يا يك متغير خاص مي اندازند ، بعضي مديريت وبعضي ديكر بازيكنان را مقصر مي دانند و كسي به طور مجموعه اي اين مشكلات را بررسي نمي كند و ارتباطات و تاثيرات آنها را بر روي يكديگر درنظر نمي گيرد.
ما در روش سيستمي تمام متغيرات مورد نياز را بررسي كرده و از بحث پيرامون متغيراتي كه در راستاي اهداف ما نيستند خودداري مي كنيم . نكته مهم ديگر در اين روش اينست كه در تحليل موضوعات ، محيط جايگاه مهمي دارد . اين جمله بدان معناست كه ما در بررسي موضوعات بايد به محيط توجه خاصي داسته باشيم زيرا نتايج ما در محيط به اجرا در خواهند آمد .
ضعف هاي تفكر تحليلي و تاثير روش سيستمي بر علوم مختلف :
زيست شناسي: يكي از علومي است كه پايه گذار تفكر سيستمي بود ، برتالنفي يكي از مبدعان اين روش خود زيست شناس بود .
فرض كنيم بيمار ي دچار عارضه پا دردشده است و به پزشك مربوطه مراجعه مي كند .اين امكان وجود دارد كه مشكل او از اعصاب باشد در حالي كه اگر دكتر ارتوپد نتواند بين دانش خود و علم اعصاب ارتباطي برقرار كند چگونه مي تواند متوجه مشكل شود و بيماري را درمان كند ؟
در اين مثال مشكل زيست شناسي را بدون داشتن تفكري جامعه نگرمشاهده كرديم .
اقتصاد : در علم اقتصاد هم اگر ما جامعه و اقتصاد را مورد مطالعه قرار ندهيم خواهيم ديد كه اين نوع ديدگاه نتيجه اي به دنبال نخواهد داشت زيرا اين دو بر هم تاثير گذارند و به طور مستقل عمل نمي كنند .
روش سيستمي در اقتصاد موجب بوجود آمدن مبحثي چون "ارزيابي سريع بازار" شد.
شيمي ، فيزيك : در اين علوم نيز اين تفكر تاثير مهمي داشت تا جايي كه با عث بوجود آمدن نظرياتي چون نظريه "كوانتوم" و نظريه "نسبيت" شد .
در نظريه نسبيت فيزيك را در حال حركت ديدند و همه چيز را به صورت نسبي بررسي كردند . بر طبق اين نظريه براي تحليل يك شي و يا يك موضوع بايد آن را در جايگاه مختلف ببينيم.
انيشتين تمام متغير ها را بررسي كرد و سپس يك قانون كلي براي همه متغير ها نوشت كه براي كوچترين ذرات و يا بزرگ ترين آنها كاربرد داشت E=MC
از نمونه هاي كاركرد تفكر سيستمي مي توان به طراحي جدول تناوبي عناصر كه توسط مندليف ابداع شد، اشاره كرد . تفكر سيستمي در اين مورد اين سوال را مطرح كرد :
(( چرا بايد عناصر طبقه بندي شوند ؟))
مندليف براي اين پرسش دو پاسخ داشت :
ادامه مطلب |