تبليغاتX
<b>بنيان توسعه انديشه اسلامي</b>

بنيان توسعه انديشه اسلامي

وبلاگ شخصی علیرضا حیدری

تلفيق مديريت بحران در راهبردهاي سازمان

تلفيق مديريت بحران در راهبردهاي سازمان

 

حميدرضا رضواني
Hamid-rezvani23@yahoo.com

 

چكيده

اين مقاله به چگونگي توسعه موازي مديريت بحران و مديريت راهبردي (استراتژيك) مي‌پردازد. شباهتهاي زيادي بين اين دو حوزه وجود دارد كه نشان دهندة ارتباط نزديك بين آنهاست. تفاوتهاي استخراج شده از منابع مختلف نيز فرصتهايي براي برقراري ارتباط بين اين دو حوزه ارائه مي‌كند. همچنين بررسي مي‌شود كه چگونه قابليتهاي تدافعي - پيشگيرانه مديريت بحران در گرايش تهاجمي مديريت راهبردي براي يافتن جايگاه در بازار، تلفيق مي‌شود و يك رويكرد جامع براي مديريت راهبردي سازمانها ارائه مي‌شود. در ابتدا مروري بر فرايند سنتي مديريت راهبردي انجام مي‌شود. سپس كمبودهاي موجود در اين رويكرد مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌گيرد. شباهتها و تفاوتهاي بين رويكردهاي مديريت راهبردي و مديريت بحران بررسي و فرايند مديريت بحران در جهت ارائه يك مبنا براي تركيب اين دو رويكرد ارائه مي‌شود. مقاله در قسمت نتيجه‌گيري الگوي جديدي از تلفيق اين دو رويكرد ارائه مي‌كند كه در آن از محدوديتهاي مديريت استراتژيك دور مي‌شود و فعاليتهاي مديريت بحران را در داخل فرايند مديريت راهبردي قرار مي‌دهد.

مقدمه
مديريت بحران و مديريت استراتژيك در دهه‌هاي گذشته به صورت موازي و جدا از هم گسترش يافتند. اخيراً چندين محقق تلاش كردند تا جنبه‌هاي مشترك اين دو رشته را بررسي و بين آنها يك ارتباط قطعي شناسايي كنند. به هر جهت، شناسايي ماهيت دقيق اين ارتباط در ابتداي راه خود قرار دارد و با عموميتي كه الگوي فرايند مديريت استراتژيك يافت بسياري از محققان و طرفداران مديريت استراتژيك به اين ارتباط اعتقاد پيدا نكرده‌ا‌ند. هدف مقاله اين است كه نشان دهد چگونه تلفيق ديدگاه مديريت بحران در فرايند مديريت استراتژيك مي‌تواند به سازمان يك قابليت تدافعي براي پيشگيري و مقابله با بحران و نيز يادگيري از اثرات بحران بعد از وقوع آن، ببخشد. اين قابليت در فرايند مديريت استراتژيك، تاكنون مورد توجه قرار نگرفته است بلكه اين فرايند بر استراتژي‌هايي كه سازمان براي مواجه با محيط رقابتي امروزي نياز دارد، تأكيد مي‌كند.
اين مقاله با بحثي در مورد اهميت و ضرورت تلفيق ديدگاه مديريت بحران و فرايند مديريت استراتژيك شروع مي‌شود. مروري دارد بر ديدگاه‌هاي سنتي به فرايند مديريت استراتژيك، سپس تفاوتها و شباهتهاي مديريت بحران و مديريت استراتژيك را مطرح مي‌كند. در ادامه، الگويي عمومي از فرايند مديريت بحران نشان داده مي‌شود و بعد از آن نحوه تركيب شدن اين دو ديدگاه را تشريح ودر خاتمه و در قسمت نتيجه‌گيري، الگويي از فرايند مديريت استراتژيك يكپارچه ارائه مي‌كند.

اهميت و ضرورت موضوع
موضوع اصلي فرايند برنامه‌ريزي استراتژيك در خصوص طراحي استراتژي‌هاي رقابتي است كه شركت را قادر مي‌سازد تا يك موقعيت مناسب در محيط صنعت و براي مواجهه با ساير سازمانها، پيدا كند. و نيز در جهت شناسايي موقعيتي است كه شركت مي‌خواهد در آينده به طرف آن حركت كند. اين ديدگاه تهاجمي و پيش‌نگر، مسائل بالقوه‌اي را كه مي‌تواند باعث ايجاد مشكلاتي در سازمان شود ناديده مي‌گيرد. با وجود موفقيتهايي كه استراتژي‌هاي برنامه‌ريزي شده براي سازمان به ارمغان مي‌آورند بسياري از شركتها توجه كافي به موضوعات زير ندارند:
كپي‌برداري سريع محصولات توسط رقبا، فرايندهاي تكنولوژيك كه براي بدترين اوضاع، سناريوسازي نشده باشند و قرار گرفتن شركت در موقعيتي كه وجهه عمومي خود را از دست بدهد. فرايند مديريت استراتژيك، استراتژي‌هايي را حاصل مي‌كند كه از طريق آن سازمان بتواند در بازار رقابتي به فعاليت ‌پردازد ولي توجه كافي به اقدامات مناسب در مقابل بحرانهاي غيرقابل انتظار و نامطلوب ندارد. وقوع اين بحرانها مي‌تواند موفقيت سازمان در بازار را به خطر بياندازد طوري كه سازمان با هزينه‌هاي بسيار زياد مواجه شود، شهرت و معروفيت خود را از دست بدهد و نهايتاً حيات آن مورد تهديد قرار گيرد. پتانسيل وقوع چنين پيامدهايي مي‌تواند مشوق اصلي براي مديران باشد تا اعتقاد پيدا كنند كه بين مديريت استراتژيك و مديريت بحران ارتباط نزديك وجود دارد. تلفيق فرايند مديريت استراتژيك و ديدگاه مديريت بحران مي‌تواند آسيب‌پذيري فرايند مديريت استراتژيك را به طرز چشم‌گيري كاهش دهد.


فرايند مديريت استراتژيك

ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 11:17 AM توسط اسلامیک بتا

مهندسی معکوس، کشف گزینه صحیح تست بر اساس احتمالات

مهندسی معکوس تست های کنکور – روش دسترسی به پاسخ درست تست بر اساس احتمالات

در این مقاله ما قصد داریم با استفاده از اصول مهندسی معکوس و استفاده از ابزارهای قدرتمند آمار و احتمالات و بحث های روان‌شناسی نحوه‌ی کاهش تردید بین جواب‌های چهارگزینه‌ای به سه‌گزینه‌ای و در نهایت تک‌گزینه‌ای و کشف گزینه‌ی صحیح با درصد احتمال صحت بالا را برای شما تشریح کنیم. کارآیی خارق‌العاده‌ی این روش‌ها هنگامی آشکار‏ می‏شود که شما نتایج آن را روی کنکورهای برگزار شده‌ی دوره‌های قبل تست و ارزیابی کنید.

کشورهای ضعیف وقتی‏می‏خواهند تکنولوژی ساخت یک محصول پیشرفته را به دست آورند ، از مجموعه روش هایی استفاده‏می‏کنند که تحت نام دانش مهندسی معکوس دسته بندی‏می‏شوند. مثلا اگر بخواهند دانش ساخت و تولید یک مدل تلویزیون دیجیتالی جدید را پیدا کنند ، ابتدا با حسابگری و دقت بی نظیر از تک تک اجزای تلویزیون اطلاعات برداری‏می‏کنند و به تدریج شروع به دمونتاژ یا باز کردن تک تک واحدها و نهایتا تک تک عناصر سازنده واحدها‏می‏کنند و از این مسیر و با کمک آزمایشات متعدد سعی‏می‏کنند مسیر طی شده توسط سازنده اصلی برای رسیدن به این محصول پیشرفته ( در مثال ما تلویزیون دیجیتالی) را کشف کنند.

با کمی حوصله و پشتکار و دقت متوجه خواهید شد که دیگر نیم ساعت آخر جلسات آزمون کنکور سراسری برای شما نیم ساعت ناامیدی نیست ، بلکه نیم ساعتی است که‏می‏تواند سرنوشت قبولی شما را به شدت تحت تاثیر قرار دهد و جایگاه و رتبه علمی شما را تا حد خارق العاده ای جابجا کند. در زمانی که فقط با زدن دوعدد تست بیشتر دانشگاه محل تحصیل و رشته و مقطع تحصیلی شما تعیین‏ می‏شود ، بدیهی است که اگر روشی بتواند رسیدن به بیش از ده تست صحیح را تضمین کند، ارزشی هم سنگ طلا خواهد داشت. این درحالی است که هیچ کس حاضر نیست کارآیی و اثر بخشی این روشها را بپذیرد و براساس آنها اقدام به زدن گزینه ها نماید.
قبل از اینکه وارد بحث اصلی شویم لازم است نخست روی چند نکته اساسی با هم به توافق برسیم. تنها به این شرط است که ادامه مطالب زیر معنا دار‏می‏شود و‏می‏تواند منجر به نتیجه گردد:

نکته اساسی ۱: روش مهندس معکوس زمانی جواب‏می‏دهد که فرد حداقل دانش مهندسی مورد نیاز برای تکنولوژی مورد نظر را در اختیار داشته باشد. هر چه دانش فرد از موضوع بیشتر باشد ، احتمال خطای او کمتر و امکان توفیق او در رسیدن به نتیجه مطلوب بیشتر‏می‏شود. به همین دلیل هر چه دایره اطلاعات درسی شما وسیع تر و تسلط شما به مفاهیم بنیادی دروس بیشتر باشد، میزان اثر بخشی این روشها بیشتر است. بنابراین در نظر داشته باشید که این روش شبیه اسلحه ای است که شما هر چه ورزیده تر باشید بیشتر به کمک شما‏می‏آید و و در کارزارها و میدان های آزمون بیشتر به دردتان‏می‏خورد. بنابراین تا آخرین لحظه باید سعی کنید بیشترین حجم اطلاعات ممکن رادر ذهن خود جای دهید. دربخش مربوط به یادگیری در این رابطه بحث شده است.

نکته اساسی ۲: وقتی بحث احتمالات به میان‏می‏آید هرگز نباید روی اطلاعات مقطعی و موضعی نتیجه گیری کرد. بلکه باید دیدی کل نگر داشت و نتیجه نهایی را مد نظر قرار داد. برای مثال وقتی‏می‏گوئیم احتمال عبور ماشین های قرمزرنگی که در هر ساعت از خیابان خاصی‏می‏گذرند ۳۰ درصد است. منظور این نیست که ۳۰ اتومبیل قرمز رنگ حتما پشت سر هم و به صورت قطاری از این خیابان عبور‏می‏کنند. بلکه منظور این است که در هر ساعت از هر صد عدد ماشین ، به احتمال قوی ۳۰ تای آنها قرمز‏می‏باشند. به همین ترتیب وقتی ادعا می‏کنیم که با این روش شما‏می‏توانید نسبت به کسی که از این روش هیچ نمی داند، ۳۰ درصد بیشترجواب درست بزنید، الزاما به این معنا نیست که حتما و دقیقا ۳۰ تای این تست ها درست و بقیه نادرست خواهند بود. چه بسا تعداد جوابهای درست شما بیشتر از ۳۰ تا بشود و این بستگی به دقت و شانس و احتمالات دارد. اما نکته مهم این است که شما حتما بیشتر از بقیه امتیاز خواهید آورد و عدد تضمینی برای توفیق شما در جوابدهی به این تست ها (نسبت به فردی که از آنها بی اطلاع است )حداقل ۳۰ درصد بالاتر است.

نکته اساسی ۳: اگر فقط یک روز به آزمون باقی مانده است ، هرگز نگوئید مطالعه دیگر بی فایده است و شما شانسی برای قبولی در آزمون ندارید. فراموش نکنید که اگر قرار باشد همه سوالات درست جواب داده شوند و همه شرکت کنندگان زمان کافی برای جوابدهی به سوالات در اختیار داشته باشند ، دیگر کنکور و مبارزه معنای خود را از دست‏می‏دهد . در حقیقت باید زمان کنکور بسیار کمتر از زمان لازم برای پاسخگویی به همه سوالات باشد و سختی و مشکل بودن برخی از سوالات بسیار بیشتر از حدی باشد که بتوان همه آنها را در مدت تعیین شده جوا ب داد. در حقیقت در آزمون های استاندارد همگانی مانند کنکور سراسری ، طراحان سوال سعی‏می‏کنند بیشترین تعداد سوالات ممکن را در حداقل زمان ارائه دهند تا مسابقه معنای واقعی خود را پیدا کند. در این حالت دیگر استفاده از واژه ” بی فایده” برای مطالعه بی معناست ، چرا که حتی یک نیم نگاه به یک صفحه کتاب‏می‏تواند در رساندن شما به جواب یک تست تعیین کننده باشد.

نکته اساسی ۴: ما خیلی وقتها مطالعه نمی کنیم که چیزی را یاد بگیریم، بلکه بسیاری اوقات مطالعه‏می‏کنیم تا چیزهایی را فراموش کنیم. به عبارت دیگر شاید مطالعه بیشتر و وقت گذاشتن برای مرور سریع مطالب باعث نشود که ما مطلب جدیدی را یاد نگیریم ، اما لااقل این فایده را دارد که به ما‏می‏آموزد مطلب و گزینه نادرست کدام است. همچنانکه در ادامه خواهید دید ، همین که شما بدانید کدام گزینه نادرست است‏می‏تواند کمک بسیار زیادی برای رساندن شما به گزینه درست باشد. به این بیاندیشید که در بین چهار گزینه ارائه شده فقط یکی از گزینه ها درست است. و سه تای دیگر نادرست‏می‏باشند. شاید تشخیص جواب درست زیاد هم ساده نباشد ، اما بسیاری اوقات تشخیص جواب نادرست بسیار راحت تر است و شما‏می‏توانید با استفاده از دانش “نادرست شناسی” به راحتی روی گزینه درست فرود آئید و آن را در جا و بدون اینکه دلیل درستی اش را بدانید! شکار کنید. این در حالی است که با کمک روش مهندسی معکوس، همین دانستن جوابهای نادرست هم خود یک راهنمای بزرگ برای رساندن شما به گزینه درست محسوب‏می‏شود. از این به بعد هر وقت خواستید درسی را بخوانید و وقت کافی برای یادگیری مباحث اصلی در اختیار نداشتید، بلافاصله میدان را واگذار نکنید. به خاطر داشته باشید که هدف از مطالعه فقط یادگیری نیست و بسیاری اوقات ما مطالعه‏می‏کنیم تا افکار و ایده های انحرافی و نادرست را فراموش کنیم !

نکته اساسی ۵: گول ایده های آرمانی و صفات توافقی بهترین و بالاترین و باهوش ترین را نخورید و هرگز تصور نکنید که دنیا بر اساس اصل درست و نادرست و یا همه چیز یا هیچ چیز آفریده شده است! به بیان دیگر گمان نکنید که برای تسلط به یک کتاب درسی مثلا ریاضی یا زیست شناسی یا عربی باید حتما از اول تا آخر آن را کاملا مسلط باشید و تمام نکات و جزئیات آن را به طور دقیق مطالعه و تمرین کرده باشید. بر خلاف ایده های آرمان گرایانه و مطلق نگر ، دنیا به جای تقسیم شدن به درست و نادرست ، از اتفاقاتی پر شده است که معمولا ” کمی درست ” و ” تا حدودی نادرست ” و ….‏می‏باشند. به عبارت دیگر این تصور که چون مدرسه خوبی نداشته‏اید و یا در زمان دبیرستان خوب درس نخوانده اید پس نمی توانید هم پای شاگردان ممتاز وارد میدان رقابت شوید و به ناچار باید میدان را واگذار کنید ، تصوری موهومی و باطل است که اگر همین الآن آن را از مخیله خود خارج نسازید برای همیشه و در تمام صحنه های زندگی شما را وادار به عقب نشینی و زمین گیر شدن‏می‏نماید. همیشه با خود بگو ئید که شاگردممتازها و محصلین مدارس نمونه ای “کمی تا حدودی بیشتر از شما مسلط”اند و این مقدارتفاوت نسبی با کمی تلاش و پشتکار از سوی شما به راحتی قابل حصول است.
خوب توجه کنید که به هیچ وجه در تله آرمان گرایی و مطلق نگری و طلب همه چیز یا هیچ چیز نیافتید و بی جهت میدان مبارزه فعلی را به امید میدان مبارزه بعدی و اگذار نکنید. هر صحنه کارزار و هر کنکوری و هر آزمونی را یک چالش جدی برای عرض اندام و ارزیابی خود و توانایی های خود تصور کنید و سعی کنید حتی پیشرفت های کوچک را بها دهید و برای رسیدن به این تفاوت های به ظاهر ناچیز از تمام وجود خود مایه بگذارید. بنابراین هر چند مطمئن اید که در کنکور امسال امتیاز شایسته خود را بدست نخواهید آورد اما نه الآن و نه در اثنای برگزاری کنکور میدان را خالی نکنید و با پررویی و غرور تمام و در کمال اعتماد به نفس برای بدست آوردن حتی یک امتیاز مثبت از تمام هوش و دقت و انرژی روحی و جسمی خود کمک بگیرید. فراموش نکنید که انسانهای برتر همیشه با انسان های عادی اندکی تفاوت دارند. و همین تفاوت اندک است که باعث‏می‏شود آنها در قیاس با افراد عادی جایگاه و رتبه ای عالی و جهش وار بدست آورند.

نکته اساسی ۶: اینکه فقط بتوان با یک انبر دست معمولی موتور یک اتومبیل را تعمیر کرد و یا فقط با یک فاز متر بتوان یک تلویزیون خراب را تعمیر نمود، این تصوری اشتباه است که با آن اتومبیل و تلویزیون نمی توان تعمیر کرد. به خاطر داشته باشید که برای هر کارمهندسی شما به یک “جعبه ابزار” احتیاج دارید. و “جعبه ابزار” یک “مهندس معکوس تست های استاندارد کنکور” مجموعه ای است از چندین ابزار کلیدی که هر کدام باید به موقع و د رکنار هم مورد استفاده قرار گیرد. به بیان ساده تر برای رسیدن به جواب گزینه درست در روش مهندسی معکوس ، شما باید ضمن آنکه هنر و مهارت نگریستن به جوابهای بعدی وقبلی را بلد باشید، در عین حال باید بتوانید گزینه های نادرست را حتی الامکان تشخیص دهید و با کمک روشهای مختلف از جمله برهان خلف و استقرا و تکنیک های روانشناسی و انحرافی مورد استفاده طراحان ، گزینه های تردیدی را از چهار گزینه به سه گزینه یا در صورت امکان به دو گزینه کاهش دهید. همزمان با آن باید به تکنیک های شناسایی گزینه های متضاد و مشابه و نیز تکنیک های شناسایی گزینه های انحرافی مسلط باشید. در عین حال باید سعی کنید به جای صرف وقت برای علامت زنی بی هدف گزینه ها فقط بر مبنای احتمال و حدس ، ابتدا به صورت یورشی و تهاجمی به شکار گزینه های ساده در کل سوالات بروید و این شکارهای پر ارزش و در عین حال ساده و سهل الوصول را بی جهت از دست ندهید. باید این نکته را در نظر داشته باشید که داشتن این جعبه ابزار جدید باعث نمی شود که شما فرصت های راحت را از دست بدهید. به خاطر داشته باشید که کارآیی این جعبه ابزار عملا آخر کار ظاهر‏می‏شود. یعنی لحظه ای که شما دیگر از رسیدن به جواب درست در زمان باقیمانده ناامید شده اید و تصمیم گرفته اید که به جای واگذار کردن میدان و علامت نزدن جوابهای تردیدی به هر قیمتی که هست از این گزینه ها امتیاز بگیرید. به هیچ وجه از همان ابتدای کار از این جعبه ابزار استفاده نکنید و بدون مطالعه به سراغ روشهای احتمالاتی نروید. به یاد داشته باشید که کم نیستند تعداد انسان های عادی هم سطح شما که فاقد این جعبه ابزار معجزه آفرین اند و در نتیجه لااقل به جوابهای ساده هر درس که همیشه در هر درسی تعدادی از آنها وجود دارد جواب درست داده اند. استفاده تلفیقی از ابزارهای ارائه شده در این روش در زمان درست و با ریسک پذیری حساب شده ‏می‏تواند افزایش خارق العاده امتیازات شما را تضمین کند. و برعکس امید بستن بی دلیل و بیش از حد به این روشها بدون رساندن خود به شرایط اولیه‏می‏تواند شما را حداکثر در همان جایی که همین الآن هستید، قرار دهد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 7:2 PM توسط اسلامیک بتا

دانشگاه مجازی

نیم نگاهی به وضعیت دانشگاه مجازی در ایران

پیشرفت روزافزون فناوری اطلاعات و ارتباطات موجب گسترش مراکز دانشگاهی مجازی در ایران شده است. روشی که بر اساس آن نیاز به حضور فیزیکی دانشجو در کلاس درس به تدریج کم‌رنگ می‌شود.

دانشگاه مجازی مرکز آموزشی است که دروس و برنامه‌های آموزشی را از طریق شبکه اینترنت به دانشجو ارایه می‌کند و او با استفاده از سامانه اینترنتی نیازهای آموزشی خود را، از راه دور رفع می‌نماید.

بر این اساس “دانشگاه مجازی” نوعی آموزش از راه‌دور است که در آن فناوری وب و اینترنت برای آموزش و ارزشیابی دانشجو بکار گرفته می‌شود.

مزایای آموزش مجازی

یکی از مهمترین دلایل ضرورت سازماندهی دانشگاههای مجازی در ایران تقاضای روزافزون جوانان برای ورود به دانشگاه است که با توجه به محدودیت منابع و ظرفیت آموزشی در نظام آموزشی فعلی به یک موضوع اجتماعی تبدیل شده است.

این در حالی است که در آموزش مجازی محدودیت مکانی و یا زمانی وجود ندارد و دانشجو می‌تواند بر حسب تمایل، زمان و واحدهای درسی خود را انتخاب کند و همچنین نیازی نیست تا تعداد دانشجویان به حد نصاب برسد و واحدهای ارایه شده نیز محدودیتی ندارند.

در این شیوه آموزش با تعداد محدودی استاد می‌توان دانشجویان بسیاری را پوشش داد.

آموزش از طریق اینترنت سابقه طولانی ندارد ولی امروزه به عنوان قویترین روش آموزشی مطرح می‌شود و تقاضای فراوانی برای بکارگیری اینترنت در آموزش وجود دارد.

رشته‌های متفاوت و دانشگاههای معتبر و متفاوتی که این رشته‌ها را ارایه می‌کنند امکان ادامه تحصیل برای هر کسی که سیستم مورد نیاز رایانه‌ای، توانایی مالی پرداخت شهریه دانشگاه و هزینه ارتباط تلفنی را دارد فراهم می‌کند.

تکنیکهای آموزشی که در آموزش الکترونیکی استفاده می‌شوند نیز متنوع هستند.

انتشار متون، فایلهای صوتی و تصویری تدریس، کتاب های الکترونیکی، اسلایدها و نمودارهای درسی، اتاقهای چت و کنفرانس و استفاده از شبکه‌های آموزش رادیویی و تلویزیونی بر روی اینترنت از آن جمله هستند.

علاوه بر این دسترسی بهتر به کتابخانه‌ها و منابع آموزشی و امکان جستجوی سریع در حین مطالعه دروس بدون آن که نیاز به ترک محیط مطالعه و صرف وقت باید نیز به کیفیت این شکل از تحصیل می‌افزاید.

دانشگاه مجازی در ایران

امروزه صدها دانشگاه معتبر در سراسر دنیا دروس و رشته‌های دانشگاهی خود را از طریق اینترنت اراسه می‌کنند و تنوع رشته‌ها و دروس اراسه شده با این روش بسیار زیاد است.

دانشگاه مجازی در ایران صنعتی نوپا در تکنولوژی آموزشی و آموزش از راه دور است اما مراکز و مووسسات آموزشی به ویژه دانشگاهها در تلاش هستند تا هرچه سریعتر الگویی مناسب با ساختار آموزشی و فرهنگی کشور در زمینه آموزش الکترونیکی به منظور تاسیس دانشگاههای مجازی ارایه کنند.

پایان دهه ‪ ۱۳۷۰آموزش مجازی در دستور کار دانشگاه تهران قرار گرفت و پروژه‌هایی تحت این عنوان آغاز شد. سال ‪ ۱۳۸۰سایت آموزش مجازی دانشگاه تهران با ارایه ‪ ۹درس برای دانشجویان روزانه راه‌اندازی شد و از نیم سال اول تحصیلی همان سال بهره‌برداری از آن آغاز شد.

در همان سال وزارت علوم، تحقیقات و فناوری از تاسیس دانشگاه اینترنتی خبر داد که تحت نظر وزارت، به صورت مووسسه غیرانتفاعی نوع اول در سراسر کشور خدمات آموزشی ارایه خواهد داد.

به دنبال آن تعدادی از دانشگاهها نیز اعلام کردند که راه‌اندازی آموزش الکترونیکی را جزو برنامه‌های خود قرار داده و هم‌اکنون تعدادی از آنها دروسی را به صورت تک درس برای دانشجویان حضوری خود به صورت مجازی ارایه کرده‌اند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 7:0 PM توسط اسلامیک بتا

مهندسي مجدد

مهندسي مجدد 

راهي براي دگرگون‌سازي نظام اداري كشور

دكتر قاضي‌نوري و دكتر خوشدل، دفتر همكاري‌هاي فناوري

 

پيشرفت‌هاي شگرف دانش در قرن گذشته جوامع را به سوي گرايش به تخصصي شدن امور پيش برد، به قدري كه اين موضوع در جزئي‌ترين امور اداري كشور هم اثر گذاشت و نظام اداري كشور به صورت سازمانها، دفاتر و كارشناساني شكل گرفت كه به صورت پياپي نسبت به هم قرار داشتند و فقط امور كارشناسي محوله را انجام مي‌دادند. بدين ترتيب هرگونه اشكالي در هريك از مراحل كل فرآيند اداراي مربوطه را از كار مي‌انداخت. به علاوه اضافه ‌شدن برخي مراحل و اقدامات غيرضروري در جريان بررسي پرونده‌ها رفته‌رفته آنقدر توسعه يافت كه نظام اداري كشور را به صورت غول بي‌تحرك و آزار رساني درآورد كه همه بايد خود را براي دست و پنجه نرم كردن با آن آماده مي‌كردند. بدين ترتيب نظامهاي اداري فعلي كشور نه تنها بازده مناسبي و سازنده‌اي ندارند بلكه وقت و نيروي انساني فراواني را به هدر داده و گاهي نتايج مخربي به بار مي‌آورد. در اين نظام ويژگيهاي ذيل به خوبي قابل مشاهده است:

-   حجيم و سنگين

-   خشك و قديمي

-   يكنواخت و متعصب

-   پرخرج

-   ناراضي‌كننده ارباب رجوع

-   ناراضي‌كننده كاركنان

-   زمان‌بر

-   پراشتباه

-   تحقيركننده ارباب‌رجوع

-   عدم پاسخگويي عملي

-   گره‌انداز در كارها

-   كاركنان تنگدست

همين ويژگي‌ها زمينه‌هاي فساد اداري و مالي را نيز فراهم مي‌كند. ارباب رجوع آنقدر از روند طبيعي كار نااميد مي‌شود كه ممكن است درمقابل وسوسه‌هايي چون رشوه‌پردازي، رانت‌خواري و سفارشات خاص تسليم شده و مرتكب آن شود. از سوي ديگر كاركنان ناراضي و تنگدست هم كه راههاي دور زدن مراحل پيچ در پيچ اداري را مي‌دانند در مقابل وسوسه رشوه‌گيري، باندبازي و تخلفات اداري تسليم مي‌شود. يك نگاه كارشناسانه به وضع موجود نشان مي‌دهد كه ادامه اين وضع قابل دوام نيست و سامانه اداري ما مجبور به تحول اساسي است زيرا:

الف-  مطالبات مردم متحول شده و آنها براي وقت و شخصيت خود ارزش قائل هستند.

ب-  دولت ديگر نمي‌تواند برزگتر شدن سازمانهاي فعلي و افزايش اعتبار آنها را بپذيرد.

ج-  تحولات جهاني سرعت عمل و كيفيت خدمات را مي‌طلبد، در غيراينصورت هر روز بيشتر دچار انزوا و عقب‌ماندگي مي‌شويم.

       بنابراين ما مجبور به يك تحول اساسي در نظام اداري خود هستيم به طوري كه حاصل آن ايجاد سازمانهايي مطلوب و كارآمد با ويژگيهاي ذيل باشد :

-  جمع و جور

-  پويا و انعطاف‌پذير

-   كم‌هزينه

-   جلب‌كننده رضايت مردم

-   ارضاءكننده مسائل روحي و مادي كاركنان

-   احترام‌گذار به ارباب‌رجوع

-   يادگيرنده

-   سريع، دقيق و با كيفيت

-   مسؤوليت‌پذير

-   كارآمد

راهبردهاي تحول اداري

       با اين اوصاف براي تحول در نظام اداري كشور نخست بايد شناخت كاملي اين فرآيندهاي اداري كه در طي سالهاي متمادي رفته‌رفته شكل گرفته بدست آوريم و سپس با بررسي تك‌تك اجزاء و با نگاه به اهداف و سياست‌هاي نظام روشهاي اصلاحي را اجرا كنيم. اين روشها بسيار متنوع هستند و از آن جمله‌اند:

الف-  ايجاد سازمانهاي جديد و ادغام و انحلال سازمانهاي قبلي


 ReEngineering1


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 6:45 PM توسط اسلامیک بتا

موسيقي ايراني و اينترنت

 

ورود موسیقی ایران به اینترنت و گرایش های پریودیک
از 10 سال پیش، فعالیت سایتهای ایرانی موسیقی در اینترنت آغاز شده و بیش از 5 سال است که این فعالیت جدی و فراگیر شده است. البته همواره، استقبال علاقمندان موسیقی از این محیط مجازی، با فراز و فرودهایی مواجه بوده است به صورتی که در هر دوره دو یا سه ساله گرایش خاصی پدید می آید، مثلا در دوره اول میتوان گرایش اصلی ایرانیان در اینترنت را به گروپهای یاهو مشاهده کرد، در دوره دوم گرایش به وبلاگها و وبلاگ سازی شکل گرفت (كه عمدتاً بر روي محیط پرشین بلاگ و بلاگ اسکای رواج داشت.) بعد از این دوره فعاليت سایتها آغاز شد و همزمان وبلاگها كم كم غيرفعال شدند.

در دورة بعد كه هم اكنون در آن قرار داريم، گرایش به فرومها، سایتها و وبلاگها زیاد شده است و تقریبا حالت طبیعی استفاده از سرویس های مختلف در حال شکل گیری است.

استفاده طبیعی و غیر طبیعی از سرویس ها
شاید برای کسانی که با محیط اینترنت سر و کار زیادی ندارند، "استفاده طبیعی" داشتن یا نداشتن از سرویس خاصی چندان روشن نباشد. برای توضیح این گفته باید متذکر شوم که در فضای اینترنت، محیطهای مختلفی وجود دارد که هر کدام کا بری خاص خود را دارند، مثلا گروههای یاهويا گوگل) googlegroup , yahoogroup ) امکاناتی را در اختیار مخاطبان خود قرار میدهند که آنها بتوانند با کمک ایمیل، در موارد مختلف به تبادل اطلاعات بپردازند؛ به این صورت که همگی اعضا وارد گروپ مورد نظر شده و با وارد کردن ایمیل خود، در بحث ها شرکت میکنند؛ مهم ترین امکاناتی که گروپ ها دارند این است که شما با یک ایمیل به گروه، پیام خود را میتوانید به تمام اعضا برسانید و مانند یک کنفرانس دیگران هم میتوانند در بحث شرکت کنند.

یا مثلا وبلاگها مکانی هستند برای نوشتن روز نوشتهای اشخاص که میتوان در این فضا، افکار و پیشنهادهای شخصی را مانند یک دفتر یادداشت، در نظر عموم گذاشت. حال که به استفاده اصلی این دو سرویس پرداختیم، کمی هم به استفاده غیر طبیعی از این سرویسها میپردازیم؛ معمول ترین خلاف در فضای اینترنت، کپی کردن نوشته های سایتهای گوناگون بدون کسب اجازه از نویسنده آن مطلب یا لینک ندادن به منبع اصلی است. وبلاگها و همینطور گروپها و گاه سایتهای بسیاری در فضای اینترنت ایران دیده میشوند که مطالبشان به جز کپی نوشته های سایتهای دیگر نيست! یکی دیگر از استفاده های نادرست از فضای گروپها نیز، استفاده صرف از این گروپها توسط افرادی است که جهت تبلیغات، دوستیابی و ... وارد گروپ ها میشوند.

خوشبختانه در یک سال اخیر، روند استفاده مخاطبان ایرانی اینترنت به سمت استفاده صحیح از این سرویس ها رفته است و در پيمودن اين رويه از جانب دوستداران موسيقي ، قطعا شکل گیری فهرست www.Sol.ir و همینطور برگزاری نشست های سایتها و وبلاگهای موسیقی، نقش مهمي را ايفا كرده است.

رشد کمی یا رشد کیفی
تا دو سال پیش، شاهد تاسیس و به سرعت متوقف شدن سایتهای موازی زیادی بودیم که با کارکرد مشابه تنها به قصد رقابت آنهم براي خودنمايي وارد عرصه اینترنت میشدند. اینگونه سایتها و وبلاگها نه تنها به جمع آوری مقالات لطمه میزدند، بلکه با آغاز کردن سرفصل هایی مشابه در عمل به افزایش آنترپی کمک میکردند!

برای شناختن رشد واقعی پایگاه های نوشتاری در فضای اینترنت، باید توجه داشت که تا چه اندازه، افزایش تعداد سایتها و گروپها، منطبق با نیازهای واقعی بوده و تا چه حد موازی کاری.

نكاتي براي افرادي كه مي خواهند در اينترنت فعاليت كنند
بارها براي شخص نگارنده (كه سالهاست در محيط اينترنت به فعاليت مشغول هستم) پيش آمده كه افرادي تماس ميگيرند و خواستار كمك و راهنمايي براي طراحي سايت موسيقي هستند. اكثرا در برخوردهاي اوليه متوجه ميشوم كه اين افراد اطلاع زيادي از محيط اينترنت فارسي در زمينه موسيقي ندارند و در بيشتر مواقع تمايل به فعاليتهايي دارند كه پيشتر انجام شده؛ مثلا تاسيس سايتي براي آموزش تئوري موسيقي، آموزش هارموني و ...

كسانيكه وارد اين عرصه ميشود دو دسته هستند؛ هدف دسته اول راهنمايي، اطلاع رساني و آموزش است ولي دسته دوم تنها با هدف خودنمايي و داشتن پايگاه هايي براي جذب نظر مخاطبان و در بعضي مواقع (اگر معلم موسيقي باشند) جذب شاگرد به كلاسهايشان، قدم در اين عرصه ميگذارند.

دسته اول به خاطر اينكه به كيفيت مي انديشند و هدفي جز فعاليت فرهنگي ندارند يا همكاريشان را با سايتهايي كه هم راي هستند شروع ميكنند يا اگر چنين سايتي را نيافتند خود اقدام به تاسيس سايت ميكنند.

ولي دسته دوم بدون توجه به اينكه سايتي موازي وجود دارد يا خير اقدام به تاسيس سايت ميكنند و گاه حتي با كپي كردن مطالب سايتهاي ديگر خوراك سايت خود را تامين ميكنند! اين نوع سايتها غير از اينكه حق كپي رايت را زير پا ميگذارند، باعث سردرگمي افرادي مي شوند كه قصد دارند بوسيله موتورهاي جستجويي مانند گوگل به مطلب مورد نظرشان برسند.

يكي از مشكلات امروز جستجو در اينترنت به زبان فارسي همين مورد است كه ذكر شد؛ اطلاعات مشابه در سايتهاي بسيار زياد كه مشخص نيست سرچشمه اصلي كلام بوده و براي يافتن ادامه آن مطلب يا مطالب مشابه بايد به كدام سايت رجوع كرد.

اولين پيشنهاد من به افرادي كه قصد دارند در محيط وب در زمينه موسيقي فعاليت كنند اين است كه اول به سراغ سايتي مرجع بروند و فهرست سايتهاي فعال موسيقي را ببينند، چنين سايتي در زمينه موسيقي فهرست Sol.ir است. Sol.ir غير از اينكه لينك تمامي سايتهاي موسيقي (موسيقي هنري و نه تجاري) را در بر دارد، هر روز با گذاشتن لينكهاي مطالب و اخبار موسيقي به روز مي شود، اين سايت هيچ مطلبي مربوط به خود ندارد و بصورت گروهي به روز ميشود. شما از طريق لينكهاي روزانه اين سايت ميتوانيد با سايتهايي كه فعاليت هاي كمتري دارند (و جزء لينكهاي ثابت سايت نيستند) نيز آشنا شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 7:5 PM توسط اسلامیک بتا

استانداردسازي نظام مديريت و منابع انساني كشور

 

يكي از موضوع هاي مهمي كه امروز در بيشتر مراكز فعال در حوزه ملي يا سازماني موردبحث است، مسأله كيفيت و تعالي سازماني است. بي ترديد، موفقيت يك سازمان در دستيابي به كيفيت برتر و تعالي سازماني، در گرو نيروي انساني خلاق، متخصص و پرانگيزه است و با يك نگاه سيستمي، مي توان پيش بيني كرد ايجاد چنين سرمايه اي جز با طرح ريزي يك برنامه منسجم درباره توسعه منابع انساني (در سطح ملي و سازماني) امكانپذير نمي شود.  

  در اين باره روزنامه ایران گفت وگويي با دكتر شهداد شعباني يكي از پژوهشگران در عرصه نيروي انساني انجام داده  که لینک اصلی آن در پایان آمده است. امیدوارم بتونید استفاده لازم رو برید!!  

********************************************************************* 

  * منظور از مدل پلكاني توسعه منابع انساني چيست؟    همان گونه كه مي دانيد، دانشمندان مديريت و سازمان پيشتر به اين نكته پي برده بودند كه يك سازمان همانند يك انسان داراي چرخه زندگي يا دوره رشدي است كه از طفوليت سازمان آغاز شده و به پيري آن خاتمه مي يابد.    مسأله جديدي كه كشف شد، اين بود كه سازمان در هر مرحله از رشد خود نسبت به انواع خاصي از ابزارهاي بهبود واكنش مثبت نشان مي دهد و اين مسأله به سطح رشد و بلوغ حرفه اي و رفتاري سازمان كه در حقيقت چيزي جز بلوغ منابع انساني آن نيست، وابسته است. در سازماني كه از نظر بلوغ حرفه اي در سطح ابتدايي رشد قرار دارد نمي توانيم ابزارهاي بهبودي مانند نظام مشاركت يا بهبود كيفيت را پياده سازي كنيم. با اين يافته، مشخص شد كه تجويز يك نسخه درماني براي مشكلات سازمان بايد با توجه به سطح تكاملي آن تعيين شود و يك مشاور نمي تواند هرابزاري را كه به كارگيري آن در يك سازمان نتيجه اي مطلوب داشته است براي سازمان ديگري تجويز كند، مگر اين كه مطمئن شود اين دو سازمان از نظر تكامل در شرايط مشابهي قرار دارند.  

  اين آگاهي منجر به تدوين استانداردهاي توسعه پلكاني نيروي انساني به وسيله صدها دانشمند مديريت و علوم رفتاري شد. درواقع مدل پلكاني توسعه منابع انساني نوعي ابزار است كه به سازمانها كمك مي كند تا موضوع هاي حياتي مربوط به منابع انساني را شناسايي كنند، اولويت اقدام هاي بهبودگرايانه را تعيين كنند، برنامه اي مؤثر و مستمر براي بهبود نيروي كار خود تدوين كنند، برنامه توسعه منابع انساني خود را با برنامه استراتژيك سازمان تلفيق كنند، درجه تعاملي سازمان را به منظور به كارگيري ابزارهاي بهبود تعيين كنند، با مشاوران بهبود سازماني خود امكان تعامل سازنده اي را پيداكنند وفرهنگي متعالي را در سازمان بنا كنند.    به عبارت ساده تر، مدل پلكاني توسعه منابع انساني نوعي نقشه يا مسيرياب براي اجراي استانداردهاي مرتبط با ۲۰ حوزه مديريت منابع انساني است. به نحوي كه سازمانها، مؤسسات و شركت ها با اجراي اصول و استانداردهاي اين مدل به طور مستمر مي توانند ظرفيت خود را در زمينه نيروي كار بهبود بخشند و گام به گام به پلكان نهايي يا نيروي انساني حرفه اي و فرهيخته دست يابند. 

  * چرا اين مدل از منطق پلكاني پيروي مي كند؟    از آنجا كه هيچ سازماني و شركتي، نمي تواند همه برنامه هاي مديريتي در زمينه دارايي نيروي انساني خود را يك شبه به اجرا گذارد و به نتايج حاصله از آنها دست يابد، اين مدل اجراي مرحله به مرحله برنامه هاي بهبود انساني را امكانپذير مي سازد.    از سوي ديگر ابزارها و توصيه هاي بهبودگرايانه همانند بذرهايي هستند كه در زميني به نام فرهنگ كاشته مي شوند و رشدشان وابسته به آمادگي زمين در پذيرش آنها است.   

 درواقع، انجام اقدام هاي بهبودگرايانه در هر يك از نظام هاي تعيين شده در مدل، نوعي دگرديسي و شكوفايي فرهنگي را در سازمان ايجاد مي كند كه خود زمينه لازم را براي پذيرش موفقيت آميز ساير اقدام هاي بهبود گرايانه فراهم مي سازد.    اين استاندارد را در ايران IRP- CMM ناميده ايم كه درحقيقت همان «استانداردهاي پلكاني توسعه منابع انساني ايران» است.    

* درمورد ساختار مفهومي مدل بيشتر توضيح دهيد؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 12:54 PM توسط اسلامیک بتا

تأمل

 

در عصر ماتم‏

كه هرم آفتاب رنج‏

سايه ديوارى را، به استراحت كوتاهى نمى‏سپرد،

من با چشم‏هاى خسته‏

در آسمان سرخ تو،

كه دست‏هاى سياه، كبوترهايش را گرفته‏اند،

دنبال قطعه‏ى ابرى هستم‏

تا شايد تفسيرهايم را بپذيرد.

و با شكل‏ها سرگرمم كند.

اما تو اى آسمان سرخ حلم‏

مى‏خواهى تا سرگرمى را

همچون اشكى از گوشه‏ى چشم‏هايم بريزم.

و شور پرواز را برانگيزم‏

كه اگر پرنده‏اى سوخت‏

پرنده‏اى ديگر، پروازى ديگر را،

با صداى بال‏هايش، تلاوت كند.

اى آسمان سرخ حلم‏

كه وسعت تو، شور پرواز را مى‏خواند

ما را كه از آفتاب رنج، خواب عصر گرفتيم،

از حصار ديوارهاى سايه ساز رها كن.

كه اگر ذائقه‏اى ديگر بيابيم،

پرواز را حلاوت ديگرى است.

                                                                                                            (عين-صاد)

 

+ نوشته شده در ساعت 11:56 AM توسط اسلامیک بتا

نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران

«درهم شکستن زاده رويا نيست.» اساس تفکر مدرنيسم در اين جمله نهفته است. ما وارد عصري شده ايم که بر گسستن و بي حرکتي استوار شده و از زمان صفر آغاز کرده است، عصري که انسان را ميان وجدان اجتماعي و طغيان هاي زيبايي شناسانه شقه کرده و بين او و خودش شکافي عميق و طبقاتي آفريده است. در همين عصر است که تمامي ابهام هاي صوتي غيرقابل انتقال و غيرقابل توصيف به «صوت» مبدل مي شود.
حرکت به سوي اسطوره هاي غيرقابل فهم مادرزادي و رمز و راز لبريز شده از مفاهيم و معاني مستتر در صوت براي دستيابي به معاني متکثر درون آن ما را به سوي ضد ابزاري ترين عنصر موسيقايي(صوت) سوق داده است.
با همين تصور است که موسيقيدان اين عصر، تداعي هاي معناشناختي در صوت را که به کنکاش کشيده و گزين گويي و ايجاز را به ايده هاي صوتي مبدل مي کند زيرا معتقد است که در صورت منفرد با سکون تصادم خواهد کرد.
اگرچه زبان موسيقايي در نيمه دوم قرن، بري از اصل توسعه و دگرديسي است اما بخش مهمي از آثار اين دوره با تخيل عليه تخيل و کنکاش بين ماده و تخيل آفريده مي شود و همين جا است که به آزادي فرم بر اثر عدم آزادي خيانت مي شود و اين در اثر گريزناپذيري خود اثر هنري است.
پس از جنگ يک بي کرانگي ميان زمان حال و گذشته به وجود مي آيد که در علت فاعلي نوشتار و بازنگري زمان حال و آينده واقع مي شود و همين طور يک بي کرانگي اميال و طبايع کوچک «من» که در علت غايي قرار مي گيرد.
بنابراين مواد نظام دهنده يي چون استروکتور، فرم و حذف فرم و هارموني به عنوان فونکسيون شرط لازم براي احراز هويت هنرمند و تحقق هر اثر هنري و معاصر بودن خواهد بود. موسيقيدان اين دوره دست به خلق آثاري خواهد زد که برآمد بصيرت فرهنگي اش باشد.
گرچه مي داند که «واحد بودن» اثر معيار و امتيازي براي اندازه گيري کيفيت زيبايي شناختي آن اثر نخواهد بود. او مي کوشد تا از پيامدهاي عيني و ارجاعات باواسطه به صوت دوري کرده و شرايط جديدي براي گوش دادن فراهم کند زيرا مخاطب نيز خود را با نوعي ديگر از شنيدن رودررو مي بيند چرا که خالق مخاطب را از آن خود مي داند، همچنين بخشي از ساختار و مصالح آثار خود را در عبور و گذر از آن مي يابد.
ديگرگونه بودن موسيقي پس از جنگ که توام بود با عصر بدگماني سبب شد تا عناصر و مصالح موسيقايي داده هاي خاصي را مطرح سازند. موسيقيدانان اين عصر هرگونه صوتي را به عنوان ماده خام به حساب مي آورند. هر پديده ژنريک را از ساختار روايي جدا کرده و در پي کشف ابعاد مصالح زمان خود هستند چرا که موقعيتي فراهم مي شود که ما خود را با مسائل شنيداري زمان خود مواجه سازيم.
***
اگر "نو" را مرتبط با ساختارهای موسیقی کلاسیک ایرانی یا به طور کلی سنت بسنجیم، به ندرت میتوانیم با اثری روبرو شویم که در آن مدرنیته جریان داشته باشد. البته این مشکل مدرنیته نیست، بلکه مشکل در تصوری است که ما از مدرنیته داریم. تصور اولیه و ثانویه ای که از مدرنیته در پس زمینه ذهن برخی از موسیقی دانان ایرانی وجود دارد، ترکیب مقداری عناصر خارجی با عناصر داخلی است.
با وارد کردن این عناصر به هر اثر هنری، اثر خو به خود نو نخواهد شد. گاه ممکن است از و بودن اثری مدت ها بگذرد و در زمره عادت ما به صورت سنت درآید. از این روست که ما میان نو و مدرنیته و میان مدرنیته و معاصر بودن قایل به تفاوت هستیم. ما معاصر با جریان هایی هستیم که از مدرنیته گذر کرده اند و آن را به عنوان عاملی در تحول همه کارها پذیرفته اند.
در آثار آهنگ سازانی چون "لتوسلاوسکی" و "جان کیج" نوعی تکه تکه کردن پایان ناپذیر وجود دارد. جان کیج حتی در شعرهایش نیز این تمهید را به کار میبرد؛ و این پایان ناپذیری، غیر قابل بازگشت به مبداهای اولیه است. در خود مدرنیته نوعی ناهماهنگی به وجود می آید؛ چرا که خود به دنبال تغییر هارمونی کلاسیک بوده است و از این رو، یک باره در مقابل یک دیس هارمونی (Dis harmony) جدید قرار کیگیرد و دیس هارمونی برآیندی می شود از درون خود موسیقی.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 9:25 PM توسط اسلامیک بتا

بهشتى بر فراز كوهسار

 نوشته ای در باره مرحوم استاد علی صفایی حائری (ع-ص) ره

كوه‏هاى بلندى كه سر در ميان ابرها كشيده‏اند، قله‏هاشان فراسوى ديد ماست و از اوج آن‏ها، جز به تخمين، نمى‏توان سخنى گفت. ارائه سيمايى از انديشه بلند مرحوم صفايى و ترسيم دقيق آن، كارى است كه راقم اين سطور از عهده خود بيرون مى‏بيند. وعى، ضبط و دقت سه ويژگى است كه حامل و ناقل اين تفكر بدان نياز دارد تا با وعى، مجموعه حرف‏ها را در كنار يكديگر ببيند و با دقت، گرفتار مشابهت‏ها نشده و تفاوت‏ها را لحاظ كند و با ضبط، آنچه را كه دريافته از دست ندهد. من اگرچه هيچيك از اين سه را در خود نمى‏يابم اما حق سال‏ها مصاحبت و استفاده و همچنين احساس نياز نسل عاصى امروز به اين تفكر كه همچنان در غربت مانده، مرا وادار به گفتگو مى‏كند.

 بدون ترديد مهمترين نكته در انديشه استاد، تلقى خاص او از دين و جايگاه آن بود. او آدمى را در مجموعه‏اى از روابط مى‏ديد كه با خود و ديگران و هستى دارد ربطهايى كه با يكديگر نيز مربوطند و ارتباطات مضاعف را شكل مى‏دهند و انسان را در مجموعه‏اى در هم تنيده از روابط، تنها مى‏گذارند تازه اين‏ها ارتباطات قطعى و حتمى است؛ ارتباطات نامحتمل با عوالم ديگر، چنان بر پيچيدگى مى‏افزايند كه گام برداشتن جز به نور وحى ممكن نخواهد بود. گفتم نمى‏توان گام برداشت شايد بگويى كه پس چگونه گام برداشته و برمى‏دارند. سخن در اين است كه حركت عاقلانه و درنظر گرفتن همه نتايج و آثار، جز با اشاره خداى مهربانى كه بر همه اين روابط محيط است، ممكن نيست و نمى‏توان با كورسوى عقل و فكر و غريزه در تاريكى اين جنگل پر رمز و راز، سفرى بى‏خطر و پرغنيمت را توقع كرد.

 در اين نگاه، وحى و اشارات الهى يك ضرورت است ضرورتى بالاتر و پيشتر از هر حركت، حتى نفس كشيدن. وحى و دين راهى در كنار ساير راه‏هاى عقلايى، نيست تا سخن از مقايسه و برترى آن بگوييم دين تنها راه ممكن است. دين است كه مى‏تواند به من بياموزد كه چگونه زندگى كنم و چگونه بميرم تا بيشترين بهره و بارورى را در اين عالم و عوالم ديگرى كه در انتظار من هستند، ببرم. تنها تكيه‏گاه عالم اوست كه چشم دوختن به ديگران، دل بستن به سراب است و تكيه كردن بر موج آب.

 در اين تلقى، نياز به وحى در هر گام و هر اقدام، لمس مى‏شود. اينكه چگونه برخيزم و بنشينم و بينديشم، چه بگويم، چه بخورم و چطور به بستر بروم و اينكه چگونه با افراد و اقوام مواجه شوم، همه را بايد از او پرسيد. بحث “دين حداقل” و “دين حداكثر” معنايى ندارد چرا كه همه چيز را بايد از او آموخت. آرى آنجا كه او، ما را به خود حواله داد و امر و نهى نكرد مى‏توانيم به خود بسندگى قائل شويم و به سير عقلى و عقلايى روى بياوريم و در اين محدوده با رعايت اهداف مقاصد دين و با بهره‏گيرى از مبانى دينى و با توجه به شرايط، به تقنين و تشريع اقدام كنيم.

 درك ضرورت دين در اين گستره، به اين نتيجه مى‏انجامد كه دين خدا را عريان نبينيم تا كلاهى را از فلسفه يونان، تن‏پوشى از عرفان هند و كفشى از اخلاق ارسطويى به او ببخشيم و يا او را كنار فلسفه و علم بنشانيم. دين آمده است تا كوتاهى همه اين‏ها را جبران كند و بر اين‏ها ببخشد و به بارورى برساند.

 راهگشايى دين اسلام اختصاص به دوره رسول خدا ندارد و هرچه تا روز قيامت محتاج آنيم در بيان معصومين آمده است. خدا و رسول و امام به همه اين‏ها احاطه دارند گرچه بر فراز منبر مدينه باشد يا در محراب كوفه و ياخلوت منزلى، تمامى نيازهاى ما را مى‏بينند و سخن مى‏گويند. بيانشان بر اين همه ناظر است. درست است كه در صدر اول، شبهه‏ها و سؤال‏ها در دوره ساده‏اى مطرح اند ولى جواب‏هاى قرآن و روايات به گونه‏اى است كه نه فقط براى آن دوره جوابگو و روشنى بخش‏اند بلكه به دوره مسلح شدن شبهات و سؤالات به فلسفه در سده‏هاى بعد و همچنين عصر ما كه هنگامه نظام‏هاى فكرى و ايدئولوژى‏هاست، نظر دارد.

 اين سير فكرى منجر به تأمل استاد در بحث نظام‏ها و ارائه نظريات بديع در اين خصوص شد. از ديد او دين نه تنها در برگيرنده معارف و عقائد و اخلاق و احكام هست بلكه براى هر يك از عرصه‏هاى حيات، “نظامى هماهنگ” عرضه مى‏كند. اين نظام‏ها هستند كه ارتباطات احكام و جايگاه آن‏ها را نشان مى‏دهند. اسلام نه فقط واجد دستورات اقتطادى و تربيتى و سياسى و.... هست بلكه نظام‏هاى اقتصادى و تربيتى و سياسى و.... را ارائه مى‏كند. امر و نهى‏ها در اين سازمان‏هاى فكرى و هماهنگ، مفهوم‏تر مى‏شوند و جايگاه خود را مى‏يابند و ارتباطاتشان مشخص مى‏شود.

 نظام‏هاى اسلامى به ترتيب منطقى عبارتند از:

 نظام فكرى، عرفانى، اخلاقى، تربيتى، اجتماعى، سياسى، اقتصادى، حقوقى، جزايى و قضايى. اين نظام‏ها همه عرصه‏هاى حيات را پوشش مى‏دهند و راه را روشن مى‏كنند، او در هيچ يك از اين عرصه‏ها دين را محتاج ديگران و محتاج ديگران و وامدار اين و آن نمى‏دانست. در نظام فكرى، شروع تفكر دينى، از مباحثى، چون بحث وجود و يا بحث امكان شناخت و اثبات عالم خارج نيست. دين، از حضوريات، آغاز مى‏كند و از دو جهنم دره سفسطه و ايده آليسم بركنار مى‏ماند. در اين شروع، دين كليدهايى تازه براى تفكر عرضه مى‏كند. تفكر در قدر و اندازه‏هاى انسان، تفكر در استعدادهاى او و....

 تمامى معارف اساسى در خصوص توحيد و معاد و رسالت و امامت بر همين پايه استوار مى‏شوند و به اثبات مى‏رسند. اين فلسفه، محدود به اهل معقول نيست كه با آدم‏هاى طبيعى و امى نيز شروع مى‏كند و به مقصد مى‏رسد.

 اين تفكر از تجريد و انتزاع بدور است و با احساس و شور آدمى، و با عمل و رفتار او رابطه‏اى نزديكتر دارد و اين فلسفه براحتى زمينه ساز عرفان و اخلاق و فقه است. درك عمق نيازها و عظمت استعدادها و وسعت راه، التهاب و بى‏قرارى را نتيجه مى‏دهد و اشتياق به رفتن را به ارمغان مى‏آورد. با آشنايى باجمال و جلال حق و شناخت زيبايى، محبت و رفاقت او، عشق به خدا شعله مى‏كشد و با درك زيبايى و ضرورت معاد، اشتياق به مرگ جوانه مى‏زند. وقتى عشق به خدا و اشتياق به آخرت در دلى روييد عمل و حركت، ميوه طبيعى اين رويش خواهند بود و فقه كه ادب حضور در نزد معشوق را مى‏آموزد و ابزارهاى كشت آخرت را به دست مى‏دهد، ديگر سنگينى نداشته و احكام فقهى شيرين و گوارا خواهند بود.

 در نگاه استاد، عرفان و سير و سلوك اسلامى نيز وضعيتى تازه مى‏يابد. از يكسو تفاوت‏هاى آن با تصوف‏هاى خانقاهى و خراباتى مورد تأكيد قرار مى‏گيرد. تفاوت‏هايى كه در مبانى و اهداف سلوك عارفانه و صوفيانه وجود دارد و به اختلاف شيوه‏ها و روش‏ها مى‏انجامد.سلوك با سكوت و تأمل آغاز مى‏شود. اين درنگ و تأمل براى بيرون آمدن از جريان حركت غريزى و براى زمينه سازى انتخاب آگاهانه انسان است. اين نقطه شروع سير و نطفه حدوث تولدى تازه است. تأمل در خود و مسيرى كه تحت حاكميت نفس و شيطان و خلق و دنيا طى مى‏كنيم زمينه ساز سنجش ميان اهداف و راه‏ها و انتخاب است. با انتخاب هدف و راه، تلاش براى هجرت از وضع موجود به وضع مطلوب و درگيرى و جهاد براى رفع موانع آغاز مى‏شود، و اين تازه اول راه عشق است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 9:16 PM توسط اسلامیک بتا

فرهنگ و امنيت ملي

موضوع امنيت ملي و ارتباط مقوله فرهنگ با آن، بحثي است كه در كشور، پيشينه  قابل ملاحظه اي ندارد. با توجه به رخدادهاي جهاني اخير در عرصه هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و...، لزوم توجه به مسئله امنيت ملي و تدارك اقدامات زير ساختي فرهنگي، از اهم امور قابل اجرا است. اين نوشتار ضمن ارائه تعريفي از امنيت و بيان اقسام آن با تأكيد بر امنيت ملي و نسبت آن با فرهنگ، به شرح علل بي توجهي در كشور به نقش فرهنگ در امنيت ملي، لزوم برخورداري از دانش عملياتي استراتژيك و توجه به راهكارهاي تدوين برنامه در اين خصوص و لحاظ بودجه فرهنگي براي امنيت ملي مي پردازد.

مؤلف در پايان دو مسئله «توليد علم نظريه پردازي» و «صدور انقلاب» را به عنوان دو اقدام بازدارنده تهاجم فرهنگي معرفي مي كند. با هم مي خوانيم:

 

امنيت، در لغت، به حالت فراغت از هرگونه تهديد يا حمله و يا آمادگي براي رويارويي با هر تهديد و حمله اي اطلاق مي شود.(۱) معمولاً در علوم سياسي و حقوقي، امنيت به پنج قسم فردي، اجتماعي، ملي، بين المللي و جمعي (Collective Security) تقسيم شده است.

امنيت ملي، به حالتي اطلاق مي شود كه هر ملت فارغ از تهديد از دست دادن تمام يا بخشي از جمعيت، دارايي، يا خاك خود به سر مي برد.(۲)

از اين منظر، بررسي ساختار امنيت ملي يكي از موضوعات بين رشته اي(۳) به شمار مي رود كه تاكنون تحقيقات در خوري در كشور پيرامون آن انجام نشده است. بدون ترديد، كشور ما، پس از پيروزي انقلاب اسلامي مستمراً با چالش ها و تهديدات مخاطره آميز مواجه بوده و از اين حيث، همواره موضوع امنيت ملي، يك موضوع حائز اهميت قلمداد شده است. به نظر مي رسد، تاكنون هيچ تعريفي از امنيت ملي كه مورد توافق همگان باشد، ارائه نشده است و طي اين سالها، عمدتاً امنيت ملي در چارچوب ملاحظات نظامي و انتظامي مورد توجه بوده است. در حالي كه مطمئناً مي توان تعاريف دقيقي ارائه كرد كه تمركز مسئوليت حراست از امنيت كشور، صرفاً بر روي نيروهاي نظامي و امنيتي نباشد.

مي توان تعريفي از امنيت ملي ارائه كرد كه سهم انديشه و فرهنگ در آن به صورت دقيق مشخص شده باشد. تلاش هايي از اين دست در بسياري از كشورهاي توسعه يافته براي ارائه تعريفي جامع از امنيت انجام پذيرفته است. براي مثال، دانشكده دفاع ملي كانادا امنيت ملي را چنين تعريف مي كند: «امنيت ملي، حفاظت از شيوه زندگي پذيرفته شده مردم است كه با نيازها و آرمان هاي مشروع ديگران سازگار  باشد. امنيت، شامل فارغ بودن از حمله نظامي يا فشار، آزادي از انهدام داخلي و رهايي از زوال ارزش هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي است كه براي نحوه زندگي، اساسي و بنيادين است.»(۴)

انقلاب اسلامي كه يقيناً بيشتر يك انقلاب فرهنگي است، همواره از زاويه فكري- فرهنگي مورد تهديد بوده است. اين تهديد به ويژه پس از پايان جنگ تحميلي روند فزاينده اي داشته است. همچنين از شواهد گوياي اين مهم اين است كه انقلاب اسلامي در دهه آينده و به ويژه با انجام تبادل نسل، با يك چالش فكري فرهنگي جدي تر مواجه خواهد بود كه اين چالش صرف نظر از تأثير پروسه جريان ارتباطات و اطلاعات، عمدتاً با مقاصد شيطنت آميز، از سوي شبكه هاي محافل خارجي و داخلي طرح ريزي گرديده است.

بنابراين مي توان تعريف تازه اي از طرح امنيت ملي ارائه داد كه شامل موقعيت خاص كشورمان باشد: طرحي كه به منظور حفظ، حراست و ترويج منافع ملي و ارزش هاي انقلاب اسلامي و نيز فرهنگ ملي و ديني، منابع و امكانات مادي و معنوي كشور را بسيج و سازماندهي مي كند. طبعاً اين طرح بايد مبتني بر اصولي روشن و مجاب كننده باشد كه به مثابه نيروي هدايت كننده، در بخش هاي سياسي- فرهنگي، اقتصادي و نظامي، عمل كند. زماني كه اين اصول شناخته شدند، بايد از آنها نه تنها در جهت مشخص كردن اولويت هاي منافع ملي، بلكه به منظور شيوه اي براي تصميم  گيري درباره چگونگي حفاظت از اين منافع در برابر تهديدات معين بهره جست. هدف از طراحي شيوه ذكر شده، تزريق انضباط و قدرت به روند اين تصميم گيري است كه در جمهوري اسلامي، چگونه، كجا و تحت چه شرايطي بايد امكانات مختلف را به كار بست. اين كوتاه نوشته، بدون انگيزه سنجش قدرت ملي در حوزه فرهنگ، و با پيش فرض قرار دادن، اولويت مند بودن اين زاويه در امنيت ملي جمهوري اسلامي، درصدد ارائه نگاهي راهبردي به امنيت ملي از زاويه فرهنگي است.

 

۱- علل بي توجهي به فرهنگ در امنيت ملي:

به نظر مي رسد، در كشور ما هنوز مفهوم امنيت ملي همگام با تحولات جهاني رشد نيافته و همچنان از رويكردهاي سنتي رنج مي برد. وقتي سخن از دانش امنيت ملي به ميان مي آيد، بايد آنرا صرفاً در مراكز و دانشكده هاي نظامي و امنيتي و در مراكز تصميم  گيري فرهنگي و يا حتي مجامع عالي امنيتي جستجو كرد. موضوع امنيت ملي از زاويه فرهنگي بيشتر يك مبحث تشريفاتي مي نمايد كه گويي تا پيش از بدل شدن به يك بحران انتظامي و امنيتي، از جايگاهي شايسته در ساختار نظام امنيت ملي كشور برخوردار نيست. صرف نظر از اين واقعيت، مواجهه غيرفرهنگي با مقوله هاي فرهنگي، موضوعي است كه همواره كشور ما را در برابر تهديدات فرهنگي  آسيب پذير ساخته است. اين معضل صرف نظر از فقدان اعتقاد به وجود تهديد جدي از ناحيه فرهنگي، در فرضي خوش بينانه، به خلأ برآورد ملي از تهديدات و خطرات فرهنگي بازمي گردد. علاوه بر اين، بايد پذيرفت كه فرايند تصميم گيري و تصميم سازي در اين زاويه، مي بايست با نگاهي كاملاً تخصصي و از درون تو أم باشد و قطعاً نمي توان با فرمول ها يا نسخه هاي نظامي و امنيتي با تهديدات فرهنگي مقابله مؤثر كرد. براين اساس، شش ضعف اساسي در حوزه امنيت ملي، قابل توجه مي باشد:

۱- فقدان اعتقاد به وجود تهديد امنيتي جدي از زاويه فرهنگي (فقدان درك دقيق از مفهوم و مراتب تهاجم فرهنگي). ۲- وجود خلأ فرهنگ در تعريف امنيت ملي جمهوري اسلامي به جهت رشد نامتوازن اين مفهوم همگام با تحولات جهاني. ۳- فقدان برآورد ملي از مخاطرات و ترسيم ابعاد و دامنه تهديدات فرهنگي. ۴- عدم مواجهه تخصصي با مقولات فرهنگي در حوزه امنيت ملي (جمع آوري اطلاعات، پردازش، تئوري سازي، تعيين استراتژي، تاكتيك، برنامه و اجراء) ۵- فقدان قدرت و اقتدار در مسئول و هماهنگ كننده يا رهبري فعال امور فرهنگي (مجامع تصميم گيرنده فرهنگي). ۶- عدم گسترش دانش امنيت بيرون از دايره عناصر نظامي و امنيتي (فقدان مشاركت پذيري در تأمين امنيت ملي).

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 11:48 PM توسط اسلامیک بتا

مدير وبلاگ
اميدوارم كه از بازديد وبلاگ راضي باشيد و بتونيد استفاده لازمو ببريد. منو از انتقادات و پيشنهادات سازندتون محروم نكنيد. هرگونه نظري داشتيد ميتونيد با من در ميون بزاريد.
متشكرم. حيدري
islamicbta@gmail.com

کلیه ی مطالب این وبلاگ محفوظ می باشد. کپی برداری با ذکر نام منبع بلامانع می باشد.
ارائه شده توسط
مرکز دانلود میک